دوشنبه، خرداد ۲۵

تشكيك در سلامت انتخابات، آشوب، قهرمان‌سازي از كانديداي بازنده

گروه سياسي- محمد مهدي تهراني: کنش‌ها و واکنش‌های جبهه اصلاحات چه در مواجهه با اصل انتخابات و چه در مواجهه با شکست طی این سال‌ها به گونه ای است که یک سناریوی تکراری و از پیش تعیین شده را تداعی می‌کند. این سیر فعالیت‌های سیاسی آن قدر تکراری است که می‌توان آن را فرموله کرد و از پیش خبر از بهانه‌گیری‌ها و فضاسازی‌های احتمالی داد. شکست اصلاح طلبان در سوم تیر محلی بود برای بروز گسترده همین بهانه گیری ها؛ اگرچه در سایر انتخابات ها هم می شد رد پایی از این سناریوسازی‌ها مشاهده کرد.

توهین به مردم و منتخب ملت با چاشنی زیر سؤال بردن اصل دموکراسی!

آخرین سخنان خاتمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی ایراد شد که او آنچه را که "غلبه حاشیه بر متن" می خواند، خطرناک تلقی کرد. این عبارت البته تیتر درشت صفحه دوم روزنامه شرق را هم به خود اختصاص داد:«خاتمى: بزرگترين تهديد براى نظام غلبه حاشيه بر متن است.»

اصلاح طلبانی که تا دیروز حرف از جمهوریت نظام و پایبندی به دموکراسی می زدند، وقتی با آرای مردم و انتخاب مردم مواجه می شدند و انتخابی را می دیدند که مطابق میل و نظرشان نبود، آن را به نوعی محکوم می کردند. توصیف پیروزی احمدی نژاد با عنوان "غلبه حاشیه بر متن" در همین راستا بود.

سرمقاله چهارم تیرماه روزنامه شرق همین مفهوم را تبیین می‌کند. محمد جواد روح در این سرمقاله نوشت: «انتخابات دوره نهم عرصه به ميدان آمدن حاشيه‌نشينان بود. اين حاشيه نشينان را طيفى از نيروهاى آسيب ديده از روند توسعه طى ۱۶ سال اخير تشكيل مى دهند. طيفى كه آراى خود را به نام احمدى نژاد در صندوق ها ريخت، خود را قربانى پروژه توسعه اى مى ديد كه در ۸ سال سازندگى آغاز شد و دولت اصلاحات هم آن را پى گرفت. چنين است كه اين طيف، آراى خود را به نام كسى در صندوق ها ريخت كه خود را نه از جنس مديران اين سال ها كه از "جنس مردم" معرفى مى كرد و شعارش نه تداوم اصلاحات سياسى و اقتصادى اين سال ها كه انقلابى عليه اين روند بود.»

پشتوانه مردمی نظام آن روزها "حاشیه" لقب می گرفت و کسانی که خود را زمامدار و سیاستمدار و روشنفکر و صاحب نظر می نامیدند، "متن" تلقی می شدند. و این غلبه ای بود که از نظر آقای خاتمی می توانست خطرناک باشد. اصلاح طلبان حاضر به پذیرش آرای مردم نبودند و آن را به نوعی محکوم می‌کردند. چنانچه در انتخابات شوراهای سوم نیز چنین کردند.

اصلاح طلبان خود را شکست خورده انتخابات نمی دانستند و حاضر نبودند شکست قطعی به واسطه انتخاب مردم را بپذیرند. محمد قوچانی طی سرمقاله ای با عنوان "آیا ما شکست خوردیم؟" به جای پذیرفتن آرای مردم و نتیجه آنچه تا دیروز در تقدس آن جریده ها سیاه می کردند، یعنی دموکراسی، از اینکه انتخابات حقانیت را به همراه خود نمی آورد سخن گفت! او در سرمقاله پنجم تیرماه شرق نوشت:«ما به صراحت معتقديم كه آنچه به عنوان انتخاب هاى اصلاح طلبانه (هاشمى، كروبى، معين) به مردم معرفى مى كرديم انتخاب هايى درست بوده اند. اكنون مردم به هر دليل محمود احمدى نژاد را برگزيده اند. راى مردم گرچه به آقاى احمدى نژاد "حق" رياست جمهورى مى دهد اما "حق" نقد را از ما نمى ستاند. دموكراسى "مشروعيت"ساز است اما الزاماً "حقانيت" آفرين نيست. ما مى توانيم رياست جمهورى احمدى نژاد را شادباش بگوييم اما همچنان بر راى و نظر متفاوت خود اصرار کنیم.»

اصلاح طلبان در عین حال سوم تیر را "حركت به سوى يك جامعه پوپوليستى" تعبیر می کردند و از "بروز يك جنبش فاشيستى برآمده از طبقه محرومان" سخن می گفتند. و این به معنای توهین صریح به مردم و آرای مردم بود.

در واقع اصلاح طلبان هیچ گاه نخواستند نتیجه انتخابات هایی را که به نفعشان رقم نمی خورد را بپذیرند. آنها همچنان حق را از آن خود می دانستند و تصریح می کردند که مردم اشتباه کرده اند و دیر یا زود متوجه اشتباهشان خواهند شد. در این مسیر حتی حاضر بودند آنچه را که از آن بتی مقدس ساخته بودند؛ یعنی دموکراسی را هم به چالش بکشند. همان دموکراسی مقدس و مطلق این بار قابل تشکیک می شد و الزاما حقانیت آور نبود. آیا این بار هم اصلاح طلبان از پذیرفتن شکست طفره خواهند رفت؟ در این انتخابات تمام توان جبهه گسترده مقابل دولت به کار گرفته شده بود. آیا با این وجود "داعیه داران صحنه" و "بازی گردان پنهان بازی" شکست خود را خواهند پذیرفت یا باز هم مردم را متهم خواهند کرد؟

زیر سؤال بردن سلامت انتخابات

یکی از جدی ترین سناریوهای تکراری طی این سال ها زیر سؤال بردن سلامت انتخابات بوده است. این در حالی است که رهبر انقلاب بارها و بارها در این خصوص به صراحت سخن گفته اند و در برخی موارد کسانی را که سلامت انتخابات را زیر سؤال می برند، "همراه با دشمن" لقب داده اند.

زیر سؤال بردن صحت انتخابات در انتخابات شوراها و انتخابات ریاست جمهوری نهم نوعی پارادوکس را هم رقم می زد؛ چرا که دولت اصلاحات خود متولی انتخابات تلقی می شد و در انتخاباتی نظیر انتخابات شوراهای سوم حتی از جانب صاحب نظران همین جبهه، آزادترین انتخابات لقب گرفته بود. با این وجود در انتخابات ریاست جمهوری نهم باز هم باب برخی بهانه گیری ها باز شد. آن زمان که دولت اصلاحات بانی انتخابات بود، آن گونه بهانه گیری کردند، معلوم نیست اکنون که دولت اصولگرا مسئول برگزاری انتخابات است، چه فضایی برای فرار از شکست انتخاباتی ردیف کنند!

آن زمان کروبی همچنان در حسرت خوابی که چشمانش را ربوده بود، ماند و محسن آرمين عضو ارشد سازمان مجاهدين نیز با بيان اين كه در مرحله اول دوره نهم انتخابات رياست جمهورى، رقابت خيلى فشرده، متنوع و طبعاً آرا به هم نزديك تر بود و نظرسنجى ها نيز همين را نشان مى داد، تصریح کرد:«اما در چند روز به انتخابات مانده، با دخالت آشكار يك ساز و كار - كاملاً - غيرانتخاباتى، آن شرايط دموكراتيك، دگرگون شد. ورود نهادى با سازمانى گسترده و تشكيلاتى سراسرى، اين روند را - كاملاً - مختل كرد و كسى كه تا روزهاى پايانى رقابت، در تمام نظرسنجى ها، آراى پائينى داشت، ناگهان به رتبه دوم بالا كشيده شد.»

در واقع اصلاح طلبان همواره شکست خود را گردن آنچه نیروهای غیبی می نامیدند، می انداختند و البته توضیحی نمی دادند که اولا چه طور در دوم خرداد و مجلس ششم این نیروهای غیبی کاری از پیش نبرده اند و ثانیا چرا رهبر انقلاب در مقابل این اعمال نظرها و مداخله های بی حد و حصر نیروهای غیبی سکوت می کنند؟!

اصلاح طلبان می کوشیدند تا چند مصداق موردی نیز برای بهانه گیری ها فراهم کنند و آن را به سلامت کل انتخابات تعمیم دهند. شیوه و روند این چند روز اصلاح طلبان حکایت از به کار گیری دوباره همین سناریوی سوخته دارد. کسانی که رای مردم را نمی توانند بپذیرند، برای توجیه شکست خود آسمان را به ریسمان می بافند و بدون سند و مدرک قابل ارائه نیروهای غیبی را متهم می کنند!

فرار از گذشته، پناه به آینده و سخن گفتن از بزکی که اگر نمیرد، بهار از راه می رسد!

بعد از سوم تیر، اصلاح طلبان که انتظار شکست هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در این رقابت نداشتند، سعی کردند با نگاه به آینده و وعده و وعید روزهای خوش آتی، امید از دست رفته بدنه اصلاح طلب را بازستانند. به این ترتیب بود که به یک باره همه تصمیم گرفتند حزب بزنند! مهدی کروبی تشکیل حزب "آرمان" را مطرح کرد. حزبی که بعدها "اعتماد ملی" لقب گرفت. هاشمی رفسنجانی از شکل دهی "جبهه اعتدال" سخن گفت و در این میان هم مصطفی معین خواب جبهه دموکراسی خواهی را می دید!

اصلاحات به جای بازنگری در روند گذشته و تبیین علل رویگردانی مردم، همچنان چشم بسته به آینده چشم می دوخت تا از علامت سؤال بزرگ سوم تیر گریخته باشد. خوش باوری برخی چهره های شکست خورده و سخن گفتن های با ذوق و شوق از آینده تعجب خبرنگاران را هم برمی انگیخت. شرق در گزارشی با اشاره به گرد هم آمدن حامیان معین در یک همایش نوشت:«انگار نه انگار كه نتيجه انتخابات معلوم شده، ببين! چه هيجانى نشان مى دهند.»

اصلاح طلبان با فرار از گذشته و پناه بردن به آینده می کوشیدند تا شکست را به فراموشی بسپارند و از سرخوردگی حامیان استانی خود نیز جلوگیری کنند. حکایت، حکایت همان ضرب المثل همیشگی بود:«بزک نمیر، بهار میاد!»

هاشمی رفسنجانی تشكيل جبهه اعتدال را يك مسئوليت تاريخى ناميد و پس از شکست انتخاباتی گفت:«تشكيل جبهه اعتدال اسلامى يك ضرورت است و بهتر است چند نفر از همكاران پيشقدم شوند و اساسنامه اى مانند حزب جمهورى اسلامى تدوين كنند. در اين اساسنامه شرايط عضويت بايد مشخص باشد تا خود تبديل به يك موضوع اختلافى نشود. اگر در تشكيل جبهه تاخير بيفتد بهتر از آن است كه با عجله كارى را انجام دهيم و بعد در آن مشكلى ايجاد شود.»

البته شاید جز حزب کروبی هیچ کدام از این رؤیا پردازی ها ثمری جدی نداشت. با این حساب معلوم نیست اکنون اصلاح طلبان بعد از این شکست سنگین به کدام آینده می خواهند پناه ببرند؟ آیا به نقد عملکرد خود خواهند نشست یا باز هم چشمان خود را خواهند بست تا در یک فرصت انتخاباتی دیگر حرف های تکراری خود را برای مردم تکرار کنند؟

مصادره به مطلوب نیمه خالی لیوان آرا

شکست خوردگان سوم تیر هیچ وقت نخواستند آرای احمدی نژاد را تحلیل کنند. آنها نیمه خالی لیوان را مورد توجه قرار می دادند. این هم راه گریز دیگری بود برای فرار از شکست. روزنامه شرق طی سرمقاله ای با عنوان "آن 30 میلیون نفر" نوشت:«احمدى نژاد با ۱۷ ميليون راى برنده اين انتخابات شد. بنابراين از جمعيت ۴۷ ميليونى داراى حق راى، حدود ۳۰ ميليون نفر به وى راى نداده اند، بنابراين اولويت بندى برنامه هاى دولت از اين جهت داراى اهميت است كه نمى توان مطالبات اين جمعيت حداكثرى را ناديده گرفت والا مشكلات تازه بروز خواهند كرد.»

در واقع اصلاح طلبان شکست خورده این گونه وانمود می کردند که اقلیتی در کشور حامی دولت جدید هستند و در عوض آرای اکثریتی که ممکن است حتی رای هم نداده باشند را به نفع خود مصادره می کردند. در برخی انتخابات ها بهانه این بود که مردم پای صندوق ها نیامده اند و آرای خاموش بیدار نشده است، که اگر بیدار می شد، اصلاح طلبان پیروز میدان بودند! لذاست که نمی توان پیروزی ظاهری جبهه مقابل را خیلی جدی گرفت! با این حساب معلوم نیست اکنون که مشارکت مردم در انتخابات به نحو غیر منتظره ای افزایش پیدا کرده است، چه بهانه ای برای اینان باقی خواهد ماند؟ اصلاح طلبان به کدام آرای خاموش می خواهند برای توجیه شکست خود تکیه کنند؟!

مجبورید راه ما را پیش بگیرید

از جمله بحث هایی که برای دلداری دادن به حامیان شکست خورده جبهه اصلاحات مطرح می شد، اجتناب ناپذیر بودن راهی بود که اصلاحات در کشور آغاز کرده بود. این گونه وانمود می شد که راهی در مسیر توسعه کلید خورده است و دولت نهم نیز مجبور است در همین مسیر حرکت کند. دولت می تواند این مسیر را کُند کند، اما نمی تواند روند آن را متوقف یا معکوس کند.

سید محمد خاتمى صراحتا در این خصوص ادعا کرد: «بازگشت به پيش از دوم خرداد محال است.» خبر آخرین دیدار خاتمی با خبرنگاران را روزنامه شرق این گونه منعکس کرد: «مراسم خيرمقدم كه تمام مى شود در حلقه فشرده مهمانانش كه توام با فلاش هاى پشت سرهم دوربين هاست به سمت تريبونى كه از قبل برايش تدارك ديده اند مى رود تا چند كلامى هم از خودش و كابينه اش بگويد. همه در اطرافش مى ايستيم و اين نخستين بار است كه محافظانش مهربانتر از هميشه اجازه مى دهند به رئيس جمهور نزديك شويم! خاتمى نگاهى به چهره هاى منتظر و مضطرب ما مى اندازد و با طيب خاطر يك نكته را يادآورى مى كند:"هم مسئولان، هم دنيا، هم مردم و هم شما بدانيد و مى دانيد كه اگر تغييراتى در روحيه حكومت ايران ايجاد شود، برگشت به قبل از دوم خرداد محال است. اين ملت رشد خود را كرده است و هرچند اولين مطالبه اش معيشت است، ولى مهمترين مطالبه اش نيست."»

خاتمی همچنین در این کنفرانس مطبوعاتی گفت:«آنها(مردم) به هيچ نظامى جز نظام مردم سالارى تن نمى دهند و مدافعان مردم سالارى بايد بدون افراط و تفريط اين مسير را بپيمايند. ايجاد عدالت در جامعه مهم است ولى تا زيرساخت هاى جامعه را محكم نكنيم، توسعه يافته نباشيم و نتوانيم تكنولوژى توليد كنيم، هرگز درآمد مطلوب براى توزيع نداريم.»

مفهموم این همه تاکید این بود که احمدی نژاد هم ناگزیر است همان راه ما را تداوم بخشد. شرق در سرمقاله اش با عنوان "آن 30 میلیون نفر" نوشت:«شكى نيست كه جامعه ايران خود را در مسير تحولات رو به پيشرفت جهانى و بشرى قرار داده است، پيشرفت در زمينه هاى مختلف سياسى، اجتماعى و... و با رويكردى مبتنى بر آزادى، دموكراسى و حقوق بشر. بنابراين دولت هايى كه مى آيند و گروه ها يا احزابى كه قدرت را در دولت به دست مى گيرند، قادر به سد كردن اين راه نيستند. اما آنها مى توانند موانعى براى دير دست يافتن به پيشرفت بر محوريت حقوق و آزادى هاى اساسى و بشرى شوند. اما موانعى موقت و نه سدى محكم و آسيب ناپذير. همان طور كه دولت ها و احزاب مى توانند موانع را برطرف كرده و به اين روند پيشرفت شتاب دهند.»

سؤالی که وجود دارد این است که اکنون داعیه داران آن روز چه خواهند گفت؟ مگر نه این است که در این انتخابات حتی اصلاح طلبان هم در جبهه گفتمانی احمدی نژاد و عدالتخواهان سخن گفتند؟ با این حساب کدام خط و کدام گفتمان با تمام سرعت به سمت قبرستان تاریخ در حال حرکت است؟ آیا هنوز هم می توانند ادعا کنند که مسیر دوم خرداد تخلف ناپذیر است؟!

کشور را یک جناح خاص نمی تواند به تنهایی اداره کند. ما هم هستیم!

وقتی نشانه های شکست پیدا شد، همه از ضرورت به کار گیری همه توان کشور برای پیشبرد امور سخن می گفتند و اینکه باید از همه ظرفیت ها استفاده کرد. البته پاسخی نمی دادند که چرا خود از همه ظرفیت ها استفاده نکرده اند! می گفتند کشور را یک جناح به تنهایی نمی تواند اداره کند، بنابراین ما هم هستیم و جای هیچ گونه نگرانی نیست. در واقع این گونه وانمود می کردند که شکست انتخاباتی به معنای کنار گذاشتن صاحب نظران و مدیران 20 سال گذشته نمی تواند باشد و نخواهد بود. شکست خوردگان انتخابات گمان می کردند میزهای مدیریتی را همچنان در دست خواهند داشت.

محمد قوچانی در شرق مدعی شد در ایران از یک توسعه نامتوازن برخورداریم و نتيجه چنين توسعه نامتوازنى جامعه اى دوقطبى است كه هيچ يك از دو قطب آن توان حذف يكديگر را ندارند و در عين حال امكان توفيق را به ديگرى نمى دهند. او در سرمقاله دوم تیرماه نوشت:«برخلاف نظر كسانى كه معتقدند يكدست شدن حاكميت به سقوط قدرت منتهى مى شود آن چه رخ خواهد داد نه سركوب و نه رشد بلكه ركود و تداوم بحران كارآمدى است چرا كه اجماع ملى براى توسعه وجود ندارد. دولتى كه نامزد "الف" انتخابات فردا تشكيل مى دهد اجماع نخبگان را ندارد و دولتى كه نامزد "ب" اين انتخابات تشكيل خواهد داد حمايت توده هاى سازمان نيافته و مدرن نشده را ندارد. جمعه روز مهمى است. اما از آن مهمتر روز شنبه است!... مى توان گفت فردا همه چيز پايان نمى يابد، چه پيروز ميدان باشيم چه بازنده آن.»

در واقع اصلاح طلبان گمان نمی کردند کسی کرسی های چند ده ساله مدیریتی را به نیروهای تازه نفس بدهد و برخی شریان ها را به روی کسانی که چندان به نفع مصالح ملی عمل نکرده اند، برای همیشه ببندد. حسن روحانی هم صراحتا اعلام کرد:«هيچ كدام از جناح ها نبايد خانه نشين شوند.» او تصریح کرد:«ما به همه ملت ايران نياز داريم و همه جناح ها بايد در كشور نقش داشته باشند، هيچ جناحى نمى تواند به تنهايى كشور را اداره كند. اين اشتباه بزرگى است كه كسى فكر كند در كشور يك جناح مى تواند حاكم و جناح ديگر خانه نشين شود، اين اشتباه بزرگ سياسى و اشتباه بزرگ تاريخى است. همه جناح ها بايد حضور داشته باشند و ما بايد به دنبال آشتى ملى و نه به دنبال تفرقه باشيم.» اصلاح طلبان می گفتند باید "خط نفرت" را کنار گذاشت!

سؤالی که وجود دارد این است که آیا اینان امروز هم می توانند به کرسی های خود و تداوم روند مدیریتشان دل خوش کنند یا می بایست این همه را از این به بعد در خواب های آشفته و رؤیاهای مشوش جستجو کرد؟

قهرمان ساختن از کاندیدای بازنده

خط دیگری که اصلاح طلبان بعد از انتخابات سوم تیر دنبال کردند، قهرمان سازی از کاندیدای بازنده انتخابات بود. در این خط سیر کاندیدای شکست خورده شخصی فداکار جلوه داده می شد که خود را هزینه راه اصلاحات کرده است. غلامحسين كرباسچى در این خصوص گفت:«هاشمى رفسنجانى با پيش بينى همه مشكلات، نارسايى ها، گرفتارى هاى سيستم انتخاباتى، نحوه تبليغات و صف بندى هاى موجود كشور و اختلاف نظر و سليقه ها با ايثار و فداكارى به صحنه آمد تا اگر بتواند در خدمت مردم و انقلاب باشد، اما مردم به هر دليلى وى را انتخاب نكردند.» او و بانیان این جبهه البته علاقه ای به تشریح دلایل این عدم انتخاب مردم نداشتند، بلکه تنها از فداکاری کاندیدای شکست خورده خود سخن می گفتند!

حميدرضا جلايى پور عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت هم عملكرد هاشمى رفسنجانى در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى را "اقدامى جالب توجه از منظر رفتارهاى دموكراتيك" ارزيابى كرد. او گفت:«عملكرد هاشمى رفسنجانى نشان داد كه او هنوز سياستمدارى است كه در مقاطع حساس مى تواند به اقدامات تاريخى دست بزند و اين نكته اى است كه نبايد در شلوغى فضاى پس از انتخابات و نتيجه به دست آمده فراموش شود.»

آیا امروز هم می توان از میرحسین موسوی که با آمدنش بازی خاتمی را به هم ریخت، قهرمان ساخت؟ این سؤالی است که اصلاح طلبان باید به آن پاسخ دهند.

دوشنبه، خرداد ۱۸

لس‌آنجلس تايمز: ائتلاف عليه احمدي‌نژاد با محوريت رفسنجاني

یک روزنامه امریکایی در مقاله اي با اشاره به رقابت هاي انتخاباتي در ايران به ايجاد اتحاد در ميان رهبران برجسته اصلاح طلب و محافظه کار براي جلو گيري از انتخاب مجدد احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور پرداخته است.

به گزارش رجانیوز، روزنامه لس آنجلس تايمز، در تحليلي به اتحاد تمام نيروهاي سياسي قدرتمند در انتخابات ايران در برابر احمدي نژاد پرداخته است و مي نويسد اصلاح طلبان و حتي محافظه کاران به گرد هم جمع شده اند و جبهه اي را تشکيل داده اند تا در انتخابات بر احمدي نژاد غلبه پيدا کنند.

اين روزنامه در گزارش خود از تهران مي آورد گروه هاي اصلاح طلب و محافظه کار به هم پيوسته اند و در پشت صحنه رقابت را به گونه اي هدايت مي کنند تا از رسيدن احمدي نژاد به رياست جمهوري براي بار دوم جلوگيري کنند.

همچنین موسوي، كانديداهاي ديگر مانند كروبي و محسن رضايي داراي روابط بسيار نزديكي با رفسنجاني است.

برخي اين حادثه را صف بندي جديدي در ايران خوانده است. اين حالت به گونه اي است که اصلاح طلبان و محافظه کاران اختلافات قديمي خود را کنار گذاشته اند و عليه احمدي نژاد که موضعي راديکال دارد دست به کار شده اند.

جواد اطاعت استاد علوم سياسي و حامي موسوي مي گويد تعدادي از هواداران موسوي ايده هاي او را دوست دارند ولي عده ديگر تنها مخالف احمدي نژاد هستند، آنها مصمم‌اند كه حفظ ملت خيلي مهم‌تر از حفظ نظام است.

اما حاميان احمدي نژاد در مجلس اعتقاد دارند که براساس نظر سنجي ها احمدي نژاد با چندان مشکل بزرگي براي انتخاب مجدد برخوردار نيست و مي تواند به راحتي بر جبهه اي که در مقابل وي شکل گرفته است فائق آيد.

مخالفان احمدي نژاد علاوه براينکه نگراني بسياري در مورد منافع سياسي و اقتصادي خود در مورد تجارت خارجي و کشاوزي و آموزش خصوصي دارند مدعي هستند که عمده نگراني آن ها اين است که انتخاب مجدد احمدي نژاد ايران را در جامعه بين المللي منزوي مي کند.

اين مقاله مي آورد نيروهاي محافظه کاري همچون علي اکبر ناطق نوري در اين چارچوب قرار دارند اما مغز متفکر در پشت پرده اين حمايت ها عليه احمدي نژاد، علي اکبر هاشمي رفسنجاني است که رياست مجمع تشخيص مصلحت و مجلس خبرگان را داراست. احمدي نژاد شخصا رفسنجاني را به تلاش براي شکست وي متهم کرد.

در اين گزارش آمده است که برخي افراد ديگر نيز با اقدامات احمدي نژاد مخالفت کرده اند.

در اين چارچوب گروه هاي ديگر نيز مشغول فعاليت هستند شهردار تهران نيز از سخت گيري ها براي فعاليت هاي تبليغاتي کاسته است و مقام هاي قضائي نيز اعلام کرده اند که به شدت مراقب انتخابات هستند.

اين روزنامه در پايان به اقدامات هاشمي رفسنجاني از موسوي پرداخته و مي نويسد دست هاي رفسنجاني در نهادهاي سياسي ديده مي شود. احمدي نژاد توانست در انتخابات سال 2005 رفسنجاني را شکست دهد و تشکیلات وي را به عنوان اليگارشی فاسد معرفي کرده است.

احمدي نژاد تهديدي براي امپراتوري مالي هاشمي محسوب مي شود. رفسنجاني با هزينه چندين ميليون دلار شبکه اي الکترونيکي را راه اندازي کرده است وي ضمناً تعدادي از اعضاي حزب کارگزاران را براي کنترل صندوق هاي رأي گمارده است. همچنين براي کمک به موسوي، 300 شعبه از دانشگاه آزاد را در اختيار وي گذاشته است تا در رقابت هاي انتخاباتي براي وي فعاليت کرده و از او حمايت کند.

كاوياني يكي از خبرنگاران خبر گزاري‌هاي خارجي می‌گوید مهم‌ترين چيز رها شدن از شر احمدي‌نژاد به هر قيمتي كه شده، يكي از اهداف مهمي است كه بايد پيگيري شود و من به آن اعتقاد دارم.

موسوی با دروغ و هتاکی کار را تمام کرد/ ملت انتخاب کرد

ملت کار را تمام کرد

شاید این یکی از بهترین تیترهایی بود که سردبیر وقت روزنامه کیهان در عمر روزنامه نگاری خود زد. این نه تنها اعتقاد مردم که عقیده خود او نیز بود. آن زمان که علی رغم تمامی "دروغ"ها، تخریب ها و هیاهوها، احمدی‌نژاد در مقابل هاشمی پیروز شد، زیباترین تیتر همین بود: ملت کار را تمام کرد!

اشتباه میرحسین در «دروغ»گو خطاب کردن احمدی نژاد

شب گذشته موسوی مرتکب اشتباهی شد که پیروزی احمدی‌نژاد را تضمین کرد. موسوی که شعار قانون‌گرایی و اخلاق می داد، همراه با کروبی یک طرفه به احمدی‌نژاد حمله کردند. همان‌گونه که سایت‌های خبری از قبل خبر داده بودند، دو کاندیدا با کمک یکدیگر به جای مناظره به رئیس جمهور حمله کردند.

شاید میرحسین ارضای طرفداران سرخورده خود در یک هفته گذشته را هدف قرار داده بود و فکر می کند به آن رسیده است.

شاید میرحسین تخریب احمدی نژاد و جلوگیری از سونامی رئیس جمهور در هفته گذشته را هدف قرار داده بود و فکر می کند به آن رسیده است.

اما اشتباه محاساباتی این مرد «اخلاق» و «قانون مدار»، در آنجاست که در آخرین مناظره، یعنی امشب، احمدی نژاد حاضر است.

میرحسین کار را تمام کرد

امشب، در آخرین مناظره، احمدی نژاد حاضر است و به راحتی می تواند توضیح دهد که تورم نقطه ای به معنای مقایسه ماه اردیبهشت 88 با اردیبهشت 87 است که طبق آمار بانک مرکزی، 15 درصد است. و تورم سال 87 به معنای مقایسه «کل» سال 87 با سال گذشته آن است که 24 درصد است. معلوم است که نرخ تورم سالیانه یک شبه کم نمی شود! آنچه احمدی نزاد بارها بر آن تأکید کرد و امشب نیز «دروغ»گویان را رسوا خواهد کرد، همان است که بانک مرکز اعلام کرده است: «نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1387 معادل 6/23 درصد است و نرخ تورم نقطه ای در کشور در پایان اردیبهشت امسال با کاهش 14.5 درصدی نسبت به مهر ماه سال 87 معادل 15 درصد می باشد».

صبح نزدیک است...

آری! این بار پیش از آنکه ملت را کار را تمام کند، میرحسین خودش، کار خودش را تمام کرد.

«دروغ»های بی شرمانه میرحسین تنها کار را برایش سخت کرد. تنها ماحصل مناظره برای میرحسین، یک «شب» شادی برای حامیانش بود، که با آمدن «صبح» تمام می شود.

پروژه‌ی احمدي‌نژاد نبايد نيمه‌تمام بماند

مشهد- استاد حاج حيدر رحيم‌پور ازغدی

در آن روزهاي سخت دهه‌ی 70 و در شرايط نااميدكننده‌اي كه بيراهه رفتن جناح راست، ميدان حمله به انقلاب اسلامي را براي شاخه چپ‌نما كه راست‌گراتر از آنان بودند، آماده ساخته بود و چپ‌هاي ليبرال شده و شرمنده در دوره‌ی دولت گذشته، در پي آن بودند كه با شبه‌انقلابي مخملين و به سبك امريكايي، خط رهبري را كور كنند و هر روز به شكلي با پنجه‌هاي تخريب از درون دستكشي مخملي بر سر ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و انقلابيون مي‌كوبيدند و راستي‌ها، همه وا داده و منكوب و ميخكوب زمين شده بودند، گروه‌هايي غالباً از دانشجويان و طلاب، به ياري ارتباطي ايماني، هماهنگ گرديدند و دگربار پرچم «عدالتخواهي اسلامي» و فرهنگ انقلابي را در شرايطي بس دشوار و پرخرج و تلفات‌بار كه هنوز هم چوبش را مي‌خورند، به‌پا داشتند.

آري ابوذر صفتاني كه در آن دوران با منطق سلمان پاك، در شرايطي كه انقلاب از هر دو سوي، محاصره شده بود، وارد ميدان پُر از مين شدند كه چپ و راست، آن را چيده بودند و بانگ عدالتخواهي و بازگشت به اصول انقلاب را سر دادند و فضايي ساختند كه سراسر كشور را به تدريج گرفت و در آن گفتمان ارزشي و انقلابي، انتخابات ورق خورد و رئيس‌جمهوري عدالتخواه، دگر بار پرچم امام و رهبري را به انتخاب مردم هوشيار و تحت تأثير آموزه‌هاي رهبري، بر سر دست گرفت و به رياست جمهوري برگزيده شد.

گرچه من در دوره‌ی نخست، قاليباف را حمايت كردم زيرا ايشان را از نوجواني مي‌شناختم و پيش از انقلاب و سپس در دوران جنگ و دوران رياست نيروهاي انتظامي، مديريت موفق او را ديده بودم و از احمدي‌نژاد، هيچ سابقه و شناختي نداشتم، ليكن در دوره‌ی دوم با همه قدرت، كمر همت به تبليغ براي احمدي‌نژاد بستم و علي‌رغم قدرداني از تلاش‌هاي رضايي در دوره‌ی‌ جنگ و سوابق برخي ديگر، در اين انتخابات كه در پيش است نيز قاطعانه و بدون هيچ ترديدي از تداوم رياست جمهوري احمدي‌نژاد دفاع مي‌كنم و ترديدي هم ندارم كه نيروهاي صادق انقلاب و افكار عمومي ملت، احمدي‌نژاد را با اكثريتي قاطع، برخواهند گزيد. برخي از دلایل من براي گزينش ايشان اينهاست كه اگر منتقدان او نيز عادلانه قضاوت كنند، مي‌پذيرند:

احمدي‌نژاد، تنها كسي است كه همه‌ی تعارفات را با همه، به كناري نهاد و شهامت آن را داشت كه با زر و زور و تزوير، در اُفتد و بكوشد تا سوبسيد و زكات، رنگي را كه 30 سال است به مستكبران و اغنياء مي‌دهيم، تبديل به زكات اسلامي كند تا برخي را به نيازمندان حقوقي بپردازد و بقيه را خرج منافع ماندگار عمومي جامعه كنند.

من 2 صحنه را از دوران 2 رئيس‌جمهوري به نمايش مي‌كشم. در دوران دولت قبل، هنگامي در بانك نشسته بودم كه مشاهده كردم رئيس بانك به كسي تلفن مي‌زند كه شما يك ميليارد تومان اعتبار داريد، چرا برداشت نمي‌كنيد؟ و طرف از آن سوي تلفن، ناز و غمزه مي‌كرد و منت مي‌گذاشت كه همين روزها مي‌آيم و پول‌ها را مي‌برم! و در همين لحظه دختر و پسري جوان را ديدم كه با ترس و لرز، وارد دفتر ايشان شدند و همان رئيس بانك، حتي اجازه سخن گفتن به آنان را نداد و با سردي و تحكم گفت: پاسخ تقاضاي وام شما از تهران نيامده است! پرسيدم اينان چه گرفتاري دارند كه اين همه مضطرند؟ پاسخ داد هيچ! 100 هزار تومان وام ازدواج مي‌خواهند و اين كارها براي ما دردسرآفرين است. من بر خود لرزيدم و حتي وقتي به رئيس بانك گفتم الساعة 100 هزار تومان از حساب من برداريد و به ايشان بدهيد، خنديد و گفت: چرا براي خود، درد سر مي‌سازي؟! و اما در دوران رياست جمهوري احمدي‌نژاد چه اتفاقي افتاد؟!

يك سالي بود كه در حد بخور و نمير به 6 دختر 14 تا 22 ساله‌ی يك خانواده‌ی‌ روستايي كه پدرشان از دنيا رفته و خانه و اثاث‌اشان همه سوخته بود، كمك‌ مي‌كردم ليكن پس از مدتي ديگر به سراغم نيامدند تا آنكه پس از چندي با لباس‌هاي نو و ترگل و ورگل آمدند و چون از وضع‌شان پرسيدم، گفتند: از اين پس، رئيس و پناه ما احمدي‌نژاد است و ما ديگر نيازي به شما نداريم. آمده بودند تشكر كنند و مرا به مجلس عروسي دعوت كنند. زيرا دولت احمدي‌نژاد به 6 نفرشان يك ميليون و 500 هزار تومان با تبديل سوبسيد به زكات اسلامي، وام داده بود و تقاضاي خانه‌سازي براي آنان هم پذيرفته شده بود، 2 نفرشان به ياري جهيزه‌اي كه داشتند، عروس شده و مي‌خواستند وام ازدواج هم بگيرند تا گاوي بخرند و بتوانند چون پدرانشان، دگر بار شير و ماست سالم بخورند. كساني كه تورم واصله طبقاتي را چماق عليه دولت كرده‌اند، مشكل‌شان بي‌خبري و يا غرض‌ورزي است، زيرا اولاً اگر قرار مقايسه باشد، بايد ايران ديروز را با عربستان ديروز كه هر دو متمايل به امريكا بودند، مقايسه كرد و ايران امروز را مثلاً با كوبا يا ساير كشورهاي مبارز كه درگير انواع مشكلات مي‌باشند. ديگر آنكه منتقدان، چگونه نمي‌فهمند كه بحران و تورم امريكا و اروپا امروز از تورم ايران بيشتر است؟! و چگونه نمي‌بينند در روزگاري كه امريكایيان دگربار گروه‌گروه چون سرخپوستان، آواره و چادرنشين مي‌شوند و پدران از گرسنگي، دخترانشان را مي‌كُشند، دختران روستايي ايران، به سرعتي باور نكردني، صاحب خانه‌هاي باورنكردني مي‌شوند؟ در هر صورت اگر انساني منصفانه بينديشد اين آشكار است كه علي‌رغم تحريم‌ها و محاصره‌ها و فشارهاي اخير، در اين شرايط روز، اقتصاد امروز ايران در مقايسه با اقتصاد جهان از (همه‌ی دوران پس از انقلاب) بهتر است. اما نقدهاي بي‌رحمانه‌اي كه پيرامون سياست داخلي مي‌شود، از چند جهت است:

الف) اينكه غرب در هر كشوري در جهان و پس از هر انقلابي، بسيار متهورانه، 2 حزب چپ و راست را مي‌آفريند كه چون 2 شاخه پلاخاني، دسته آن در كف سنگپران اصلي است و من نمي‌دانم چگونه هر دو با نفوذي كه از قبل، در ادارات داشته و دارند، اين هر دو شاخه در يك شاخه، جمع شده و در دوران احمدي‌نژاد، همه در كنار يكديگر نشسته و اختلافات صوري قديمي را كنار گذارده و هماهنگ براي مبارزه با احمدي‌نژاد، كارشكني مي‌كنند؟ و احمدي‌نژاد بر اين ماجرا آگاه است و از همان ابتدا بارها گفت كه اگر كساني در ادارات، مردم‌آزاري كنند، گوششان را مي‌كِشَم.

من علي‌رغم آنكه بيشترين صدمه اقتصادي شخصي را شاهد بودم ولي به احمدي‌نژاد و اراده‌ی اصلاح و خدمت به خلق در او ايمان دارم. علي‌رغم آنكه دشمني‌هاي داخلي، او را از پرداختن به اصلاح عميق در داخل، مانع مي‌شود ولي يقين مي‌دانم كه در دوره‌ی دوم رياست جمهوري، او به‌گونه‌اي باور نكردني به اصلاح اداراتي كه دشمنان در دهه‌هاي پيش براي ما ساخته‌اند، خواهد پرداخت. به سياست داخلي بنگريد و به ياد آوريد كه ديروز شهداي ما را مرده مي‌شماردند و اجازه نمي‌دادند چون سربازان فداكار جنگ‌هاي جهاني در اماكن حساس، دفن كنند و تشويق بي‌عفتي و بي‌حجابي در دولت پيشين، به مراتب خطرناك‌تر و پيچيده‌تر از دوران رضاخاني بود و امروزه جبران آن سياست‌هاي غير اخلاقي و اباحه‌گرانه كار آساني نيست. تحقير ارزش‌هاي ديني و انقلابيون در دوره‌ی قبل و عزت بازيافته‌ی امام خميني در دوره‌ی‌ جديد، از كسي پنهان نيست. احمدي‌نژاد در تغيير سياست داخلي بسيار موفق بوده است، چنانچه در سياست خارجي، امروز امريكا و اسرائيل چندين قدم عقب‌‌تر و ما چندين قدم جلوتر هستيم و اين پيشرفت چيزي نيست كه كسي نتواند درك كند.

آنچه امروز مي‌شود، با آن چه در دوره‌ی رئيس جمهور قبلي ايران مي‌شد زمين تا آسمان، متفاوت است. ايران منفعل و شرمنده كه از صلابت انقلابي و اصول امام خميني، فاصله گرفته بود، امروزه دوباره، اميد انقلابيون جهان شده است. در مسائل داخلي نيز بسياري از مشكلات امروزي كه بر احمدي‌نژاد خرده مي‌گيرند، كار برخي از چنين خرابكاران داخلي است. تفاوت سطح فرهنگ انقلاب و مفاهيم ارزشي در دوره‌ی قبل و دوره‌ی‌ كنوني، نياز به پرسش و پاسخي ندارد زيرا همه مي‌دانند كه اندك‌اندك فرهنگ انقلاب تا آنجا آسيب ديده بود كه بسياري مي‌گفتند بياييد به جاي نيايش در مساجد به ميدان‌ها برويم و دسته‌جمعي مرد و زن دست‌افشاني شادي كنيم كه دوران غم و غصه گذشت و تا آنجا به پيش رفته بودند كه دفاع مقدس را مصيبت و اشتباه مي‌دانستند و شهيدان را مرده مي‌خوانند و خود، از صداي امريكا، مصاحبه‌ی يكي از سران دوم خردادي را با راديو امريكا شنيدم، مجري مي‌پرسيد شنيده‌ايم كه مي‌خواهند مرده‌ها را از بيابان‌ها به گردشگاه‌ها و دانشگاه‌ها بياورند تا مردم دوباره اطراف قبرها بنشينند و گريه كنند. چرا مردم اجازه چنين كارهايي را به اين گروه مي‌دهند؟ و سخنگوي دوم خرداد مي‌گفت: ما هنوز نگذاشته‌ايم.

پيرامون فاصله‌هاي طبقاتي چه مي‌گويند؟ عجيب است كه قشقرق جناح‌هاي زر و زور و تزوير را پيرامون تبديل سوبسيد به زكات اسلامي كه بايد بخشي به نيازمندان پرداخت گردد تا رفع نياز كنند و برخي خرج مصالح عمومي گردد، مي‌شنويم. در كشوري كه وضع آنچنان شده بود كه ديگر به جز اندكي رانت‌خواران و رشوه‌خواران و رباخواران، كس ديگري امكان خريد خانه نداشت و اينك مي‌بينند كه هر روز صدها مستضعف كه تصور خانه‌دار شدن را هم نمي‌كردند، به چه آساني خانه‌دار مي‌شوند و هر لحظه كم شدن‌ فاصله‌ها را مي‌بينيم. مخالفان توزيع ثروت، از اين گله مي‌كنند كه اگر سهم زكات درماندگان و فقيران را به آنها بدهيم، آنان پولدار مي‌شوند و مي‌توانند رفع نياز كنند و آنگاه تورم ايجاد مي‌شود! ولي اگر اعيان و اشراف، پول بانك‌ها و سوبسيدها را مصرف كنند، اقتصاد علمي است! در هر صورت من با در نظر گرفتن كارهاي بزرگ و نيمه كاره‌ی احمدي‌نژاد بر آنم كه بايد به او كمك كرد و انتقاد نيز كرد اما هر گونه ايجاد مزاحمتي در انتخاب آينده ايشان برخلاف مصلحت انقلاب اسلامي و نياز مملكت است.

پیغام داده‌اند مراقب خودت باش ما سينه خود را براي تيغ‌های تهمت آماده كرده‌ايم

دکتر محمود احمدی‌نژاد 3 روز پس از مناظره تاریخی خود با میرحسین موسوی و افشای اسامی برخی مفسدان اقتصادی و در حالی که اخباری مبنی بر تهدید جانی وی توسط مفسدان نیز منتشر شد، در جمع مردم تبریز به این تهدیدها پاسخ داد.

به گزارش رجانیوز، رئیس‌جمهور در حالی ساعت 9 صبح امروز وارد فرودگاه تبریز شد که علی‌رغم آنکه گفته می‌شد وی قرار است ساعت 11 در ورزشگاه تختی این شهر سخنرانی کند، به دلیل استقبال حماسی آذری‌ها، مسیر 15 دقیقه‌ای فرودگاه تا ورزشگاه در مدت 4 ساعت طی شد تا دکتر احمدی‌نژاد دقایقی مانده به ساعت 13 سخنان خود را آغاز کند.

بنا بر این گزارش، احمدی‌نژاد پس از سخن گفتن از فرهنگ و تمدن غنی آذری‌ها و خبر خوش برپایی کرسی زبان ترکی در دانشگاه‌ها به سراغ انتقادات از گفته‌هایش در مناظره چهارشنبه شب رفت و سپس ادامه داد پیغام داده‌اند که مراقب خودت باش من نيز اينجا اعلام مي‌كنم، خدا شاهد است، ما گلو و سينه خود را براي تيغ‌ها و نيزه‌هاي تهمت‌ها آماده كرده‌ايم اما براي امضاي حتي يك سند يا يك ريال عليه منافع ملت ايران هرگز اقدام نمي‌كنيم.

اما حماسه تبریز آن‌قدر برای هواداران موسوی که از این شهر به عنوان پایگاه اصلی وی یاد می‌کردند و در فیلم تبلیغاتی او مانور ویژه‌ای بر روی جمعیت به میدان آمده در استادیوم می‌کردند، سنگین تمام شده که ترجیح داده‌اند، هیچ اشاره‌ای در رسانه‌‌های پرشمار خود به آن نکنند.

به گزارش فارس، دکتر احمدي‌نژاد افزود: حركت انقلاب بايد در مسير انقلاب باشد، من اخيرا در يك برنامه تلويزيوني نام چند نفر را بردم كه بعد از آن برخي‌ها به من اعتراض كردند كه چرا اسم برده‌اي.

وي ادامه داد: من از زبان شما مردم تبريز و آذربايجان مي‌گويم كه مشكلات از آنجا آغاز شد كه عده‌اي به جاي اينكه خودشان، دوستانشان و اعضاي گروهشان را فداي انقلاب كنند، انقلاب و ملت را فداي خودشان كردند.

احمدي‌نژاد تصريح كرد: اين در حالي است كه در فرهنگ امام، انقلاب و رهبري عزيز، افراد هر چقدر هم بزرگ باشند وقتي در برابر منافع ملت و انقلاب بياستند بايد آنها را قرباني ملت و انقلاب كرد.

وي اضافه كرد: از زبان شما مردم هشدار مي‌دهم، اگر زورگويان دست از زورگويي و تحميل زور بر ملت دست برندارند، اين تازه اول راه است.

رئيس جمهور اضافه كرد: اينكه كسي اموال بيت‌المال را به نفع خود ببرد و با پررويي تمام در برابر چشم ملت آن را حق خودش بداند، ميراث خود بداند، اين مورد پذيرش ملت ايران نخواهد بود.

احمدي‌نژاد كه در جمع بيش از 100 هزار نفر از طرفداران خود در ورزشگاه تختي تبريز سخن مي‌گفت، افزود: خدا را سپاسگزارم كه بار ديگر اين توفيق بزرگ را به من داد تا به زيارت مردم آذربايجان سرافراز و تبريز قهرمان‌پرور برسم.

وي در خصوص آذربايجان و نقش مردان و زنان اين ديار اظهار داشت: آذربايجان نقش برجسته‌اي در عظمت‌ها، پيروزي‌ها و استقلال ايران عزيز دارد.

احمدي‌نژاد اظهار داشت: طي 400 سال اخير ملت ايران آنچه را كه عزت و سرافرازي، استقلال، فرهنگ و تمدن دارد، حاصل فداكاري‌ها، تلاش‌ها و مجاهدت‌هاي قهرمانانه مردم مومن و غيور آذربايجان است.

رئيس جمهور گفت: امروز ايران، ملت ايران سرزمين ايران حاكميت ملي ايران مديون هوشمندي و مجاهدت مردان فهيم و انقلاب و مجاهد از خطه مقدس آذربايجان است.

احمدي‌نژاد افزود: بعد از قرن‌ها نابساماني در سرزمين ايران، مرداني از آذربايجان تصميم گرفتند و بر خدا توكل كردند و با توسل به ائمه اطهار (ع) حركت كردند و نخستين حكومت مقتدر، متمركز و گسترده به نام ايران را بر پا كردند.

وي تاكيد كرد: آذربايجان همواره ديار پرورش و خيزش و قيام مردان و زنان مجاهد، عالم، فقيه، عارف و سياستمداري بوده است.

رئيس جمهور اضافه كرد: آذربايجان به ويژه مردم قهرمان تبريز در همه عرصه‌هاي حساس، پيشتاز و پيشقراول ملت ايران بوده‌اند.

اين نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افزود: نهضت تنباكو، جنبش مشروطيت، نهضت ملي شدن صنعت نفت و انقلاب عظيم اسلامي مردم تبريز و آذربايجان خط شكن و پرچمدار ملت ايران براي پيروزي‌هاي بزرگ بوده‌اند.

وي با تاكيد بر اينكه ملت ايران از هر قوم و زبان كه باشند مديون مردم آذربايجان هستند، اظهار داشت: ملت ايران به وجود اين مردم افتخار مي‌كند.

*زبان آذري پشتوانه فرهنگ ملت ايران است

‌رئيس جمهوري در ادامه گفت: زبان آذري يكي از بهترين، كامل‌ترين و با كيفيت‌ترين زبان‌هايي است كه پشتوانه فرهنگ ملت ايران است.

احمدي‌نژاد‌ افزود: آذربايجان همواره ديار پرورش و خيزش و قيام مردان و زنان مجاهد، عالم، فقيه، عارف و سياستمداري بوده است.

وي با تاكيد بر اينكه ملت ايران از هر قوم و زبان كه باشند مديون مردم آذربايجان هستند، اظهار داشت: ملت ايران به وجود اين مردم افتخار مي‌كند.

رئيس جمهور اضافه كرد: اگر نبود 29 بهمن 56 معلوم نبود كه امروز ملت ايران در كجاي تاريخ قرار داشت.

احمدي‌نژاد تاكيد كرد: انسجام، ايمان و شجاعت مردم تبريز در 29 بهمن در حقيقت كمر طاغوت را شكست و پيروزي انقلاب را تضمين كرد.

وي اضافه كرد: در دوران دفاع مقدس سرداران اين ديار مردان و مجاهدان مومن در صف دفاع ايستادند و با شجاعت و فداكاري از كيان، شرف، ناموس و از تماميت ارضي ملت ايران با قدرت دفاع كردند.

احمدي‌نژاد در ادامه خاطر نشان كرد: ما امروز امنيت، عزت و استقلال خود را مديون رزمندگان به ويژه رزمندگان سلحشور لشكر سرافراز عاشورا هستيم.

وي اضافه كرد: فرهنگ، ادبيات و سنت‌هاي مردم آذربايجان سرمايه‌اي بي‌بديل و ارزشمند براي ملت ايران، انقلاب اسلامي و براي همه ملت‌هاي آزاديخواه و عدالتخواه است، آذربايجان سرزمين فرهنگ، هنر و تمدن است.
رئيس جمهور گفت: ايمان، سلحشوري، مردانگي، عشق، محبت و مودت مردم آذربايجان ذخيره‌اي پايان‌ناپذير براي انقلاب، فرهنگ و عزت ايران زمين است.

وي در ادامه با بيان برخي شعارهاي تركي اظهار داشت: آذربايجان اوياخدي انقلابا داياخدي، آذربايجان جانباز خامنه‌اي دن آيريلماز.

اين نامزد دهمين دوره رياست جمهوري ادامه داد: همه ويژگي‌هاي فرهنگي آذربايجان ذخيره ملت و پشتوانه ملت ايران است.

وي تاكيد كرد: زبان آذري يكي از بهترين، كامل‌ترين و با كيفيت‌ترين زبان‌هايي است كه پشتوانه فرهنگ ملت ايران است.

احمدي‌نژاد زبان تركي را زبان حماسه، مرثيه، غيرت، شرف، ايمان و مروت ايران خواند و افزود: بايد اين زبان را حفظ و ترويج كنيم.

رئيس جمهور با اشاره به فعاليت هشت ساله خود در آذربايجان اظهار داشت: در طول اين مدت با كمال ميل و صميم قلب تلاش كردم براساس قاعده، قانون و دستور زبان پرارزش تركي آذري را فرا بگيرم و امروز يكي از افتخارات من اين است كه به راحتي مي‌توانم با برادران و خواهران آذري با زبان هنر و ادب، تركي آذري صحبت بكنم.

وي زبان آذري را از سرمايه‌هاي فرهنگ و تمدن ملت ايران خواند و افزود: به همين دليل است كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي از همكارانم خواستم تا اجازه دهند براي صيانت، ترويج و توسعه اين زبان اصيل، كرسي‌هاي زبان تركي در دانشگاه‌ها بر پا شود.

رئيس جمهور خطاب به مردم آذربايجان گفت: امروز يك روز تاريخي براي ملت آذربايجان است چرا كه مدت‌ها بود بحث تدريس اين زبان در دانشگاه‌ها مطرح مي‌شد ولي برخي‌ها ابراز نگراني مي‌كردند.

وي ادامه داد: در پاسخ مخالفان مي‌گفتم اين زبان سرمايه فرهنگي ايران است بايد حفظ شود ولي برخي‌ها ابراز نگراني مي‌كردند كه من از آنان مي‌خواستم بگويند نگران چه چيزي هستند در حالي كه مردم آذربايجان حافظ و سر ايران است.

رئيس جمهور اضافه كرد: من در مقابل مخالفان گفتم، شما كه اين قدر در برابر اين زبان كه ظرف مرثيه، ادب، هنر و حساسيت ماست، ‌ابراز نگراني مي‌كنيد چرا در برابر ترويج زبان استعمار انگليسي اين قدر نگران نيستيد.

وي تصريح كرد: من به آنان گفتم كه مشكل اين است كه شما با زبان تركي آشنا نيستيد، اي كاش يك ماه محرم ميهمان مردم آذربايجان باشيد و ببينيد كه مداحان ائمه اطهار چگونه با بيان يك كلمه تمام وجود شما را با زبان آذري زير و رو مي‌كنند.

احمدي‌نژاد افزود: زبان تركي، زبان عشق به اهل بيت و اسلام ناب ايران عزيز و سرافراز است.

*هرگز اجازه نمي‌دهم يك ريال عليه منافع ملت هزينه شود

رئيس جمهور در ادامه گفت: هرگز اجازه نمي‌دهم يك ريال عليه منافع ملت هزينه شود و پاي هيچ سندي را عليه منافع ملت امضا‌ نخواهم كرد.

‌احمدي‌نژاد ‌افزود: همان‌ طوري كه در سفر قبلي به تبريز با شما مردم صحبت كرده بودم، معتقدم امروز ماموريت ما ساختن ايران است و همه جاي ايران بايد ساخته شود، بايد دست در دست هم دهيم تا كشورمان را آباد كنيم.

وي تاكيد كرد: سازندگي بايد بر‌اساس عدالت باشد و امكانات ملت بايد عادلانه بين تمام مردم توزيع شود.

احمدي‌نژاد تصريح كرد: وقتي كه قرار است عدالت بر‌پا شود عده‌اي خودخواه و زياده‌خواه و مستكبر به ملت توهين مي‌كنند.

وي تاكيد كرد: ما مي‌خواهيم ثروت ملت كه در دست يك عده قليل كه با تقلب، رانت‌خواري و خودخواهي جيب‌هاي خودشان را پر كرده‌اند و اكثريت ملت را در محروميت نگه داشته‌اند، عادلانه بين همه مردم توزيع كنيم.

احمدي‌نژاد با تاكيد بر اينكه بايد در مسير عدالت حركت كنيم، افزود: وقتي بنده در تلويزيون نام سه نفر را بردم، برخي‌ها به من اعتراض كردند كه چرا نام افراد را بردي.

رئيس جمهور تصريح كرد: از زبان شما يك جمله مي‌گويم كه تمام اين مشكلات از آنجا ناشي مي‌شود كه عده‌اي به‌ حق خود قانع نبوده و در مسير زياده‌خواهي قرار گرفته‌اند.

وي تاكيد كرد: اين در حالي است كه در فرهنگ امام و انقلاب، افراد هر چقدر بزرگ باشند وقتي در برابر منافع ملت و انقلاب قرار گيرند بايد آن را قرباني ملت و انقلاب كنند.

رئيس جمهور خطاب به زياده‌خواهان و زورگويان تاكيد كرد: اينان اگر دست از زورگويي و تحميل خود به ملت برندارند اين تازه اول راه است.

وي تاكيد كرد: اينكه برخي اموال و بيت‌المال مردم را ببرند و آن جزو حقوق خود حساب كنند، براي هيچ‌كس خصوصا ملت غيرتمند ايران پذيرفتني نخواهد بود.

رئيس جمهور گفت: برخي در روزهاي اخير به بنده گفتند كه مراقب خود باشيد اما مي‌خواهيم با ملت تجديد عهد كنيم و بگوييم كه خدا گواه است كه ما گلو و سينه خود را در برابر تيغ‌ها و تيرهاي تهمت‌ها آماده كرده‌ايم ولي هرگز اجازه نمي‌دهم يك ريال عليه منافع ملت هزينه شود و پاي هيچ سندي را عليه منافع ملت امضا‌ نخواهم كرد.

احمدي‌نژاد افزود: برخي‌هاي پيغام داده‌اند كه مراقب خودت باش، من نيز اينجا اعلام مي‌كنم، خدا شاهد است، ما گلو و سينه خود را براي تيغ‌ها و نيزه‌هاي تهمت‌ها آماده كرده‌ايم اما براي امضاي حتي يك سند يا يك ريال عليه منافع ملت ايران هرگز اقدام نمي‌كنيم.

وي با تاكيد دوباره بر اين موضوع كه بايد ايران را بسازيم، افزود: اين ساخت هم بايد بر پايه عدالت و محبت باشد.

احمدي‌نژاد اضافه كرد: همه مردم ايران بايد دوست و ياور هم باشند و امروز ملت ايران يك خانواده بزرگ و يد واحده است.

وي تاكيد كرد: ملت ايران يك قدرت بزرگ است و در برابر همه قدرت‌هاي جهان خواهد ايستاد و آنها را در جاي خود خواهند نشاند.

احمدي‌نژاد ادامه داد: برخي‌ها با زيرسئوال بردن دفاع ملت ايران از حق مسلم دستيابي به انرژي هسته‌اي، به ملت توهين مي‌كنند.

احمدي‌نژاد افزود: در قضيه انرژي هسته‌اي مي‌گويند تو استقامت و ايستادگي كه از خود نشان دادي، دشمنان را عقب راندي، ماجراجويي كردي در حالي كه بايد بگويم، چشم‌هايتان را باز كنيد چرا كه به خاطر اين ايستادگي و مقاومت ملت ايران بود كه آقاي اوباما با صراحت اعلام مي‌كندكه براي اداره منطقه و جهان نيازمند ياري و حضور ملت ايران هستيم.

وي گفت: ما بايد كشور را بر اساس برابري و عدل بسازيم چرا كه اگر ثروت كشور را به درستي توزيع كنيم بيكاري، بي‌مسكني و محروميت به سرعت از كشور زدوده خواهد شد.

احمدي‌نژاد در پايان گفت: پيام دولت اسلامي و ملت اسلامي ايران اين است كه راه من جاده محبت است.

چهارشنبه، خرداد ۱۳

فرزندان رفسنجانی امکانات لجستیکی ستادهای موسوی را تأمین می‌کنند کمک‌های جاسبی کمتر از 2 میلیارد تومان و 5000 لپ‌تاپ است

رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی ضمن تأیید کمک‌های مالی جاسبی و فرزندان هاشمی رفسنجانی به ستاد وی، حمایت گروه‌های لبیرال و بهایی از موسوی را رد نکرد و گفت همه در اظهارنظر آزادند.

به گزارش رجانیوز، قربان بهزادیان‌‍نژاد در گفتگو با سایت سایت طرفداران مردمی میرحسین؛ انتخاب 10، به بیان نکات قابل توجهی پرداخته است.

آقای بهزادیان نژاد وضعیت انتخابات را چگونه می بینید؟

وضعیت انتخابات بسیار امیدوار کننده است به حمدالله وضعیت مهندس موسوی روزبه روز بهتر می شود. موج فزراینده اجتماعی که در انتظارش بودیم شروع شده و اگر وضع در همین حالت امروز باقی بماند 100 در صد ما پیروز انتخابات هستیم. از سوی دیگر رقیب اصلی نیز در انفعال کامل به سر می برد و احتمال موج سازی آنها بسیارکم شده است.

در بین افکار عمومی و برخی رسانه ها بعضا ابهاماتی پیرامون منابع ملی ستاد مهندس هست. مثلاً اینکه این هزینه ها از کجا تامین می شود؟ یک‌بار برای همیشه به این موارد پاسخ دهید؟

ببینید! عمده هزینه ستاد مردمی است.

آیا احزاب و گروههایی که حامی هستند کمک مالی هم می کنند میزان آن چقدر است؟

میزان کل این کمک ها را دقیقاً در ذهن ندارم اما به 10 میلیارد تومان نمی رسد.

در خبرها امده بود که گویا بیشتر از این رقم هاست؟

نه این اخبار کذب است هزینه ها به 10 میلیارد هم نمی رسد.

در برخی اخبار که منتشر شده امده بود که آقای جاسبی هم کمک هایی داشته؟

بله.

می شود میزان آن را ذکر کنید؟

دقیقاً یادم نیست ولی کمتراز 2 میلیارد تومان بود.

آقای جاسبی این پول را از کدام محل تامین کرده؟

نمی دانم از کجا تأمین شده اما ایشان حامی میرحسین هستند و ما به منابع مالی حامیان کاری نداریم.

شایعه 5 هزار لپ تاپ اهدایی آقای جاسبی چیست؟

این هم در قالب همان کمک های ایشان هستند که البته رقم آن کمتر از 5000 است.

فرزندان آقای هاشمی چطور؟ ایشان در چه سطحی فعال هستند؟

فرزندان ایشان هم در ستاد فعال هستند و کمک مالی هم می کنند. خب! بالاخره آنها هم فکر مهندس هستند البته کمک مالی شان خیلی زیاد نیست بیشتر امکانات لجستیکی ستادها را تامین می کنند.

گفته می شود جامعه بهاییت هم از میرحسین حمایت کرده؟

بالاخره آنها هم گروهی هستند و حق اظهار نظر هم دارند.

به نظر می رسد جبهه ای از جریانات مختلف اعم از لیبرال و ملی گرا و بعضا برخی دشمنان نظام در حمایت از میرحسین شکل گرفته؟

ببینید من اسم جبهه روی آن نمی گذارم، گروه‌های مختلفی هستند ولی جبهه نیستند. بالاخره گروههای مختلف حمایت می کنند و ما این حمایتها را رد نمی کنیم.

بعضی معتقدند روشهای تبلیغاتی شما پوپولیستی است؟ یعنی از همان روشهای احمدی نژاد استفاده می کنید؟

بالاخره این روش تبلیغاتی در دنیا مرسوم است هرجا لازم باشد منعی برای استفاده وجود ندارد.

آیا استفاده از رنگ سبز معنای استفاده ابزاری از باورهای مردم نیست؟

نه خیر بالاخره سبز یک نماد است. نماد سیادت میرحسین و راه سبزی است که ما در پیش داریم.

مخالفین در برخی رسانه هایشان بارها ادعا کرده اند که این رنگ سبز زمینه برای انقلاب رنگین است؟

ممکن است حرکات ما نتیج و تغییرات بنیادین داشته باشد اما هرگز اسمش انقلاب رنگین نیست.

مخالفین مهندس موسوی مدعی اند که ایشان به همه گروههای مخالف احمدی نژاد وعده داده و به نوعی شرکت سهامی در دولت آینده اش راه انداخته؟

باید توجه داشت چیزی که باعث شد این اتفاق بیفتد، احسای خطری بود که همه منتقدان دولت داشتند، ما هم می دانستیم که تنها نمی توانیم کاری بکنیم ناگزیر از تشکیل یک جبهه از منتقدین بودیم و هرکس در این جبهه کاری خواهد کرد که البته منافاتی با روشهای دموکراتیک ندارد.

به عنوان آخرین سؤال اخیراً برخی مدعی شده اند که در دوره نخست وزیری میرحسین، رقم بالایی به جنبش‌های آزادیبخش کمک می شده. آیا درست است؟

البته این سیاست نظام بود همان موقع هم مهندس موسوی موافق این حرکات نبود که البته باید طبق سیاست نظام حرکت می کردند.

با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

گسترش فعاليت خانواده هاشمي‌ براي شكست احمدي‌نژاد

بيشتر اعضاء خانواده هاشمي رفسنجاني براي شكست آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات آتي فعال شده‌اند.

به گزارش الف، پس از مهدي و فائزه هاشمي كه از هفته‌ها پيش در ستاد اصلاح طلبان (حامي آقاي موسوي) فعال هستند، شخص آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني (رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام) نيز اخيرا وارد ميدان شده و صريح تر از هر زمان ديگر از آقاي احمدي ن‍ژاد انتقاد مي كند.

از جمله تلاش‌هاي آقاي هاشمي به نفع رقباي آقاي احمدي‌نژاد، انجام مصاحبه‌اي مفصل با روزنامه جمهوري اسلامي است. ايشان دراين مصاحبه طولاني از عملكرد 4 ساله اخير قوه مجريه شديدا انتقاد كرده‌‌اند. قرار است روزنامه جمهوري اسلامي كه به آقاي هاشمي نزديك است، خبر و مشروح اين مصاحبه را در روزهاي آينده منتشر كند. از سوي ديگر خبر مي‌رسد تلاشهايي براي تغيير خطيب جمعه تهران در هفته آتي در جريان است تا بجاي آيت ا... امامي كاشاني ، آيت ا... هاشمي رفسنجاني نماز جمعه 15 خرداد را اقامه كنند.

جمعه 15 خردادماه ، آخرين جمعه موجود در دوره تبليغات رسمي است. برخي محافل سياسي انتظار داشتند آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه دو هفته قبل (جمعه اول خرداد) عليه دولت مطالبي بيان كند اما ظاهرا با تمهيداتي اين اتفاق نيفتاد با اين حال محمد عطريانفر، عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران و از فعالان ستاد آقاي موسوي، خطبه اول خرداد آيت ا... هاشمي را درخشانترين خطابه 30 سال اخير ايشان دانسته است.

علاوه بر آيت ا... اكبر هاشمي، مهدي هاشمي فرزند ايشان نيز در هفته‌هاي اخير براي موفقيت آقاي ميرحسين موسوي به شدت در تلاش است. آقاي مهدي هاشمي، رياست دفتر هيات امناي دانشگاه آزاد واقع در ميدان نياوران تهران را به عهده دارد و به موضوعات نفتي نيز بي علاقه نيست. نام وي در پرونده رسيدگي به تخلف شركت استات اويل و شركت توتال در دادگاه هاي نرو‍ژ و فرانسه؛ به عنوان طرف ايراني برده شده است. مهدي هاشمي قائم مقام حسين مرعشي (استاندار اسبق كرمان و رئيس دفتر رئيس جمهور در دوره سازندگي) در كميته راهبردي ستاد حاميان ميرحسين موسوي را به عهده دارد.

خانم فائزه هاشمي نيز كه در سالهاي اخير گاهي در خارج از كشور اقامت داشته است، اخيرا در صحنه سياسي به شدت فعال شده و هدايت گروه «دختران فيروزه‌اي» حامي آقاي ميرحسين موسوي را به عهده گرفته است.

دو هفته پيش، خانم فائزه هاشمي به عنوان يكي از سخنرانان مراسم دوم خرداد با لحن موهن و كم سابقه‌اي عليه آقاي احمدي‌نژاد سخنراني كرد و حركات «دختران فيروزه‌اي» در اين مراسم به شكلي بود كه ستاد آقاي ميرحسن موسوي از تكثير و توزيع سي دي آن مراسم به عنوان يكي از اقلام تبليغاتي آقاي موسوي، پيشگيري كرده است.

ياسر هاشمي (كوچكترين فرزند آقاي هاشمي) نيز در بخش ديگري از ستاد حاميان ميرحسين موسوي فعاليت دارد.

چهار سال پيش نيز در چنين روزهايي، فائزه، مهدي و ياسر هاشمي با تمام توان براي پيروزي آيت ا... اكبر هاشمي رفسنجاني در انتخابات نهم رياست جمهوري تلاش كردند اما تلاش ايشان در نهايت موفقيت آميز نبود.

سه‌شنبه، خرداد ۱۲

گزارش تصويري استقبال مردمي از احمدي نژاد در جوار امام غريب(ع)

حمايت تمام قد جاسبي از ميرحسين موسوي

مناظره اي كه قرار بود امروز ساعت 14 بعدازظهر در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات بين نمايندگان كانديداها انجام شود به دستور عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي لغو شد.

به گزارشپايگاه اطلاع رساني حزب اعتماد ملي نوشت: امروز بعدارظهر قرار بود مناظره‌اي بين سيد كامل تقوي‌نژاد به نمايندگي از ستاد كروبي، شريف زادگان به نمايندگي از ستاد موسوي و دانش جعفري به نمايندگي از ستاد محسن رضايي در محل دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات برگزار شود كه با دستور مستقيم عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي لغو شد و به سخنراني زهرا رهنورد و تاجيك از ستاد ميرحسين موسوي اختصاص يافت.

گفتني است دانشجويان تنها با در اختيار داشتن كارت دعوت مجاز به حضور در اين مراسم را خواهند داشت.

فوق لیسانس معماری، استاد راهنمای رساله‌های کارشناسي ارشد و دکترای علوم‌سیاسی

تشار خبر روز گذشته در رجانیوز مبنی بر اینکه میرحسین موسوی که در فیلم تبلیغاتی خود تأکید کرد "من دکتر نیستم" و در سوابق علمی وی چنین چیزی وجود ندارد، اما بر در اتاق وی چنین عنوانی نصب شده است، از سوی سایت‌ها و رسانه‌های پرشمار وی با سکوت کامل مواجه شده است و عنوان "دکتر میرحسین موسوی" نیز از در اتاق وی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس جمع‌آوری شده است.

بنا بر این گزارش، در پایگاه رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بخش معرفی اعضای این شورا، پیرامون سوابق علمی مهندس موسوی 68 ساله اینگونه آمده است: میرحسین موسوی خامنه فرزند مير اسماعيل، آخرین مدرک تحصیلی، فوق ليسانس معماري وشهرسازي از دانشگاه ملی(شهید بهشتی) 1348. میر حسین موسوی که با تحصیلات فنی هنری خود در رشته معماری پیش از انقلاب در دانشگاه ملی نیز در همین رشته تدریس داشته است، اگرچه در دهه نخست انقلاب مهندس موسوی به جهت بر عهده داشتن مشاغلی همچون عضویت در شوراي انقلاب، وزارت امور خارجه و نخست وزيری، نتوا نست به فعالیت های دانشگاهی بپردازد، اما در سالیان پایانی 8 سال نخست وزیری اش و همزمان با فشار اقتصادی ناشی از جنگ تحمیلی بر مردم ایران، بنا بر آنچه که در سردر ورودی دانشگاه تربیت مدرس نقش بسته است، به بهانه تحقق انقلاب فرهنگی و با نظر مساعد حضرت امام(ره) بنای تاسیس دانشگاهی را گذاشت که در آینده نه چندان دور خود نیز یکی از اعضای هیت علمی آن در آمد.

اما مهندس میرحسین موسوی با مدرک کارشناسی ارشد معماری وشهرسازی نه تنها به عضویت هیئت علمی دانشکده هنر و یا دانشکده فنی و مهندسی این دانشگاه در نیامد بلکه در یک اتفاق شگفت انگیز، با عنوان "دکتر میرحسین موسوی" به عضویت گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی این دانشگاه در آمد تا در گروه درسی معتبرترین دانشگاه تحصیلات تکمیلی که یار دیرینش "سید علیرضا بهشتی" ریاست آن را بر عهده دارد، با مدرک غیرمرتبط، بنا بر اطلاعات موجود در پایگاه دانشگاه تربیت مدرس، به دانشجویان کارشناسی ارشد، مسائل ایران و ریشه های انقلاب اسلامی تدریس کند. جالب آنجاست که دفتر" دکتر میرحسین موسوی"! به عنوان عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی این دانشگاه، با دفتر سید علیرضا بهشتی در یک اتاق در طبقه دوم این دانشکده قرار گرفته است.

لينک صفحه مربوط به دکتر ميرحسين موسوي در دانشگاه تربيت مدرس

اما فعالیت علمی " دکتر میرحسین موسوی"! در کسوت استاد علوم سیاسی تنها به تدریس برخی دروس علوم سیاسی ختم نشده و "دکتر موسوی" به شهادت پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه تربیت مدرس، استاد راهنما و استاد مشاور تعدادی از پایان نامه های دانشجویان این دانشکده را نیز بر عهده گرفته است. عناوین برخی از پایان نامه هایی که دکتر میرحسین موسوی استادی راهنما و مشاوره آنها را برعهده داشته، جالب توجه است:

1- "مقايسة آراي سيدقطب و دكتر شريعتي"، تحت راهنمايي

2- " مقايسة آراي امام خميني(ره) و آيت‌ا... نائيني "، تحت راهنمايي

3- "چالش‌هاي مردم‌سالاري در ايران "، تحت راهنمايي

4- "نفت و سياست خارجي در دوران پهلوي2 "، تحت راهنمايي

5- "توسعة مركز شهر اردبيل"، تحت راهنمايي

6- "طرح دانشگاه هنر اسلامي تبريز"، تحت راهنمايي

7- "دولت رانتير و جامعه مدني در ايران (1376-1357)"، تحت راهنمايي

8- "الگوي مديريت تكنوكراتيك و تأثير آن بر موقعيت طبقة متوسط جديد ايران"، تحت مشاوره

9- "بستـرهاي همكـاري و رقابـت روسـيه و ايالات متحده در آسياي مركزي"، تحت راهنمايي

اما میرحسین موسوی که همزمان با حکم محمود احمدی نژاد، ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده داشته و مشغول فعالیت های هنری از جمله راه اندازی نمایشگاه و گالری نقاشی بوده است، در کنار این فعالیت های هنری، به راهنمایی و مشاوره پایان نامه های کارشناسی ارشد بسنده نکرده است و با مدرک جعلی خود، مشاوره و راهنمایی رساله های دکتری در زمینه رشته علوم سیاسی در دانشگاه تربیت مدرس را نیز بر عهده دارد. برخی از این پایان نامه ها و موضوعات که در سایت دانشگاه تربیت مدرس موجود است، شامل عنواین زیر است:

1- "استراتژي امنيت ملي"، تحت مشاوره

2- "كاريزما در مديريت "، تحت مشاوره

3- "نفت و سياست خارجي در دهه اول انقلاب "، تحت راهنمايي

4- "چرايي به قدرت رسيدن دولت مطلقه نوگرا در ايران"، تحت راهنمايي

5- "امنيت ايران در عصر جهاني شدن،چالش‌ها و سياست‌ها"، تحت مشاوره

6- "تأثير ايدئولوژي سياسي بر رفتار سياست خارجي ج.ا.ا و آفريقاي جنوبي"، تحت مشاوره

"دکترمیرحسین موسوی"! در حالی به عنوان هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس مشغول فعالیت است که در پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه تربیت مدرس، در رابطه با مقالات علمی وی، ذیل نام "دکتر میرحسین موسوی" آمده است: سرمقاله‌هاي روزنامه جمهوري اسلامي در سال‌هاي 1360-1358و دهها اثر نقاشي و برگزاري چندين نمايشگاه نقاشي بصورت انفرادي و جمعي!

اما با نگاهی گذرا به اسامی اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ابعاد تازه تری از مافیای علمی این دانشگاه که به بهانه انقلاب فرهنگی و با محوریت نیروهای چپ تأسیس شد روشن می شود. برخی اعضای هیئت علمی این دانشکده اسامی آشنایی چون دکتر سید عطاءاله مهاجرانی، دکتر سید هاشم آقاجری، دکتر حاتم قادری،دکتر سیدعلیرضا حسینی بهشتی هستند.

پیش از این برخی اساتید انقلابی به دلیل فشار مافیای موجود در این دانشکده که با حضور محسن کدیور و سعید حجاریان بسیار کاملتر از زمان حاضر بوده است، مجبور به انصراف و خداحافظی با تدریس در این دانشکده شد.

به نظر می رسد با بررسی پرونده علمی بسیاری از سران اصلاح طلب از جمله محسن آرمین، خسرو تهرانی، سید محمد خاتمی، مرتضی حاجی، حسین کمالی و... ابعاد جدیدی از این قبیل موارد آشکار شود.



ابهام درباره حضور موسوی در مناظره پس از خط و نشان‌های احمدی‌نژاد

«گمان نمي كنم مناظره تلويزيوني راه حل مناسبي باشد و خيلي بر فضاي جامعه براي تدبر كمك نمي كند.» این جمله ای بود که میرحسین موسوی چندی قبل در مصاحبه خود با خبرگزاری مهر به زبان آورد تا در گرماگرم رقابت انتخاباتی عدم تمایل جدی خود به برگزاری مناظره را پیشاپیش اعلام کرده باشد.

به گزارش رجانیوز، اگرچه انتظار می رفت با توافق صورت گرفته بین صدا و سیما و نمایندگان کاندیداها بر سر برنامه های انتخاباتی تلویزیون و مشخصاً مناظره، حرف و حدیثی در این خصوص باقی نماند، اما گذشت زمان نشان داد که رقبای احمدی‌نژاد چندان تمایلی به مناظره ندارند. از یک سو سایت های حامی موسوی و برخی شخصیت های مطرح جبهه اصلاحات اعلام کردند که مناظره با شرایط حاضر و اعداد و ارقامی که احمدی‌نژاد ارائه می کند، ضرورت ندارد. از سوی دیگر هم تلاشی پنهان برای تغییر در برنامه های درنظر گرفته شده آغاز شد.

این همه در حالی بود که برخی در پشت پرده درصدد برنامه ریزی برای مناظره های پیش رو بودند تا در معادله سه بر یک، باب نقد را در فازهای متفاوتی بگشایند. 3 رقيب انتخاباتي احمدی‌نژاد به حضور يك چهره پر نفوذ رسیدند و در خصوص نحوه سازماندهي مناظره با يكديگر تبادل نظر کردند. در همین بازه زمانی از تیم هایی سخن به میان می آمد که برای مناظره کروبی و میرحسین با احمدی‌نژاد در حال برنامه ریزی و طرح ریزی هستند.

اما با وجود همه این تلاش ها تردیدها ادامه پیدا کرد. خبرهای دریافتی حکایت از آن دارد که برخی فشارها به صدا و سیما طی این مدت وجود داشته است. از آنجا که تلاش ها برای از میان برداشتن اصل مناظره راه به جایی نبرد برخی حضور کارشناسان را همراه با کاندیداها در زمان منظره مطرح کرده اند.

گفتنی است موضع تهاجمی دکتر احمدی‌نژاد طی این روزها و سخن گفتن از اینکه برخی حرف ها را برای مناظره نگه داشته است، در ایجاد تردید در جبهه مقابل اثر قابل توجهی داشته است. احمدی‌نژاد در گفتگوی خود در شبکه خبر نیز از سکوت این سال ها سخن به میان آورد و تصریح کرد که نباید عرصه کشور صحنه جدال باشد؛ اما اگر منافع ملت ایران اقتضا کند پرونده دولت های گذشته و برخی سفارش ها و مفاسد را باز خواهد کرد.

محمود احمدی‌نژاد در اجتماع بزرگ فرهنگیان نیز با بيان اينکه در دولت ميرحسين تنها يک روزنامه فعاليت هاي اقتصادي دولت را نقد مي کرد، گفت: «آن قدر به اين روزنامه فشار آوردند و رييس دولت پشت تربيون بر اين روزنامه فشار آورد که در نهايت قلمش شکست و اين روزنامه خاموش شد.»

احمدی‌نژاد همچنین افزود:«در دولت سازندگي هم تنها يک روزنامه برنامه هاي اقتصادي دولت را مورد انتقاد قرار مي داد که به خاطر هجمه و فشاري که بر اين روزنامه آمد، مجبور به سکوت شد. در دولت قبلي وقتي که انتقادي عليه دولت صورت مي گرفت،‌40 روزنامه به صورت همزمان با تيترهاي يکسان به او حمله و با کشيدن کاريکاتور به "مسخره کردنش" مي پرداختند.»

دکتر احمدی‌نژاد با این مقدمه به سراغ تخریب ها و ناگفته های خود رفت و تصریح کرد: «هر چند حجم تخريب ها و تهمت هاي ناروا بر عليه من بيش از حد انصاف بود اما من همه را بخشيدم ولي به خاطر منافع ملي و حقوق ملت مجبورم پرونده سه دولت قبل را در عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و سياست خارجي در برابر ملت و تاريخ قرار دهم که آن را در مناظره هاي تلويزيوني اعلام مي کنم.»

مواضع تهاجمی احمدی‌نژاد در حالی طی این روزها کلید خورده است که پیشتر حتی زيد آبادي نیز با اشاره به مناظره موسوي و احمدی‌نژاد تصریح کرده بود:«بر خلاف تصور، برنده اين مناظره احمدی‌نژاد است.» به نظر می رسد ترس از شکست در مناظره بانی عقب نشینی و شرط و شروط گذاشتن های مکرر حامیان برخی کاندیداها شده باشد.

مسلما در فضای مناظره خیلی چیزها مشخص خواهد شد. در این فضاست که نامزدها می توانند به دور از فضای شعاری مدعای همدیگر را به نقد بکشند و اجازه بدهند تا مردم در این میان قضاوت کنند. انتظار آن بود که مدعیان گفتگو و مدافعان حق آگاهی مردم و شفافیت از مناظره به سبب روشن شدن واقعیات استقبال کنند. البته به نظر می رسد ناتوانی برخی کاندیداها به جهت بالا بودن سن آنها نیز در این میان بی تاثیر نبوده است.

خيّر مدرسه‌ساز : سلام به احمدي‌نژاد عزیزتر از جانم+ فیلم

برای مشاهده فیلم و متن سخنان به اینجا مراجعه کنید.
فیلم تاثیرگذاریه، پیشنهاد می کنم حتماً ببینید.

موسوی تبدیل به مد شده اما اندیشه بر مد غلبه می‌کند

آنچه می خوانید گفتگوی مکتوب رجانیوز با دکتر اکبر جباری، استاد فلسفه و عرفان نظری و شاگرد مرحوم عباس معارف است. وی در این گفتگو مهمترین مشخصه دکتر احمدی‌نژاد را مبارزه با سرمایه‌داری دانسته و دلایل همسویی روشنفکران و خوانندگان پاپ با مهدی کروبی را بررسی کرده است.

به سیاق دیگر مقالات و مصاحبه های این استاد دانشگاه، وی ابتدا با زبانی فلسفی بحث را مقدمه چینی می کند و سپس به صراحت نسبت به جریان‌ها و افراد حاضر در فضای انتخابات، به ارائه نظر می‏پردازد.

به عنوان سؤال اول، مقوله انتخابات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

عرصه‌ی انتخابات، عرصه‌ی ظهور است. ناپیداها و ناگفته‌هایی که تنها در فضای انتخابات مجالی برای ظهور می‌یابند. البته این ظهورات همواره اصیل نیست. گاه در کسوت فریب و گاه در خلعت بلاهت می‌توان این ناپیداها را دید. آنچه اصالت دارد، این ظهور است. اگر پیش از این، «فریب» و «بلاهت» در قامت تنگ حزبی و سیاسی رخ نمایی می‌کرد، در عرصه‌ی انتخابات شاهد شعبدهایی می‌شویم که به دلیل ناهمگونی با فضای پیش از انتخابات غیر قابل فهم و تفسیر می‌نماید. (مانند حمایت منورالفکران لائیک از یک روحانی و حمایت سرمایه داران و احزاب سیاسی لیبرال از یک چپِ شرمگین) اما این غیرقابل فهم بودن و تفسیر ناپذیری، چیزی نیست مگر ظهور یک تنِ لخت و عریان. و چون دیدن عریانی و لختی کمی نامتعارف می‌نماید، لذا تفسیر ناپذیر جلوه می‌کند. هیچ امر دشواری وجود ندارد. هیچ واقعه‌ی مهمی رخ نداده است. همه چیز آنچنان است که هست. تنها لختی و عریانی ما را دچار حیرت کرده است.

با این حساب انتخابات اخیر عرصه‌ی ظهور چه چیزهایی است؟ یا مسائلی که پیشتر پوشیده بود و اکنون هویدا شده چیست؟

سه کاندیدا درمقابل رئیس جمهور فعلی که او نیز کاندیدا است، صف آرایی کرده‌اند. هر 3 کاندیدا، به‌رغم وجوه افتراقشان با یکدیگر، در حذف و انهدام رئیس جمهور کنونی متفق‌القولند. اینان، احمدی‌نژاد را چون «شبحی» می‌دانند که باید از دست وی خلاصی یابند. اما به‌راستی این شبح کیست؟

پیش از آنکه بخواهیم یک شبح را بشناسیم، باید بدانیم چگونه یک شبح دیده می‌شود؟ آیا اشباح را می‌توان به دید آورد؟ شبح چیزی است که هم هست و هم نیست. هم به دید می‌آید و هم از دیده پنهان می‌شود. این رویه و مشی دوگانه اشباح هم ناظران را به سردرگمی وا می‌دارد و هم غافلان از او را به خواب غفلت می‌کشاند. رقیبان احمدی‌نژاد او را چون شبح دیده‌اند. آن‌ها به دنبال مفرّی هستند تا از سایه‌ی این شبح خارج شوند. پس تمنّای ناظران شبح چیزی جز غفلت نیست. کسانی که شبح دیده‌اند، جز «نا-دیدن» و غفلت راهی ندارند. «نا-دیدن» چیزی غیراز «ندیدن» است. «نا-دیدن»، دیدنی با تأخیر است. شبح روزی دیده خواهد شد، باید کاری کرد که این دیدن به تأخیر افتد. باید کاری کرد تا شبح هم اینک دیده نشود. باید با طرح غلط مسأله این «نا-دیدن» را عملی کرد و اینگونه از دست شبح خلاص شد.

اما این «نادیدن» صرفاً «نا-دیدن» باقی خواهد ماند. و هرگز توان حذف شبح را نخواهد داشت. شبح همواره برای این ناظران چونان شبح خواهد ماند و «نا-دیدن» مشی رقیبان خواهد بود تا به آرامی در جمع غافلان شبح بخزند.

خزیدن به وادی غفلت «نا-دیدن» در انتخابات اخیر، مشی عریانی و آشکارگی رقیبان است. حمایت برخی منورالفکران از حجه الاسلام کروبی، (در عین ناباوری) از یکسو، و تأویل متن بی‌معنا و مهمل میرحسین موسوی توسط جریانهای سیاسی لیبرال و سرمایهداران اقتصادی از سوی دیگر، همان آشگارگی و عریانی است که دلالت به آن «نا-دیدن» دارد. «نا-دیدن» شبح در طرح غلط مسأله خود را عیان می‌کند.

مسأله‌ی رقیبان این شبح آنچنان که مینمایند، مسأله‌ی دمکراسی نیست. مسأله‌ی سرمایه‌داری است. درد پنهان رقیبان و وحشت این شبح زدگان، فروپاشی سرمایه‌داری در ایران است. اگر این شبح 4 سال دیگر بر سر قدرت باقی بماند، شاید دیگر اثری از سرمایه‌داری باقی نماند. 16 سال برای تثبیت سرمایه‌داری در ایران گویا زمان چندان کافی نبود که 4 سال دولت احمدی‌نژاد توانست پایه‌های توخالی و پوسیده‌ی آنرا بلرزاند.

شاید تنها در چارچوب این پاردایم (و شاید ضد پاردایم) بتوان این مشی مضحک و ریاکارانه‌ی موجود در صف‌بندی سیاسی اخیر را فهم نمود. حمایت منورالفکران لائیک از یک روحانی، و قرائت بی‌بنیاد مؤولان سیاسی و اقتصادی سرمایه‌دار از یک چپ شرمنده، شعبده‌ای است که نشان از این مضحکه و ریاکاری دارد که دامن 2 گروه سیاستمدار و منورالفکر را همزمان گرفته است. سیاسیّون و منورالفکران 2 گروهی که در این شعبده هست و نیست خود را در «نا-دیدن» این شبح یافته‌اند.

در این شعبده دیگر مهم نیست که احمدی‌نژاد پیروز اتنخابات خواهد بود یا نه، بل آنچه مهم است شبحی است که حیات بی‌بنیاد و سست سیاستورزان کهنه کار و منورالفکران همواره عقب مانده را تهدید می‌کند.

احمدی‌نژاد همواره چونان شبحی برای این رقیبان خواهد بود. شبحی که توانست یک شبه خواب خوش سرمایه‌داری رقیبان را پریشان سازد. رقیبانی که برغم اختلافاتشان، رویای واحدی داشتند. سرمایه‌داری در ایران با شبح احمدی‌نژاد چه خواهد کرد. آیا جز این «نا-دیدن» راه دیگری دارد؟

از این همه می‌توان به عریانی‌های دیگری نیز رسید. همسخنی سرمایه‌داری و منورالفکری نشان می‌دهد که چگونه این قوم پتیاره در ایران، همواره جاده صافکن سرمایه‌داری بوده است، چراکه منورالفکری ایرانی، چیزی جز ابزار سرمایه داری نبوده است.

حضور جریان‏های سیاسی و مرزبندی‌های جدید را درون این چارچوب چگونه می‏توان تفسیر کرد؟

همانطور که گفتم، انتخابات اخیر مرز بندیهای سیاسی را شفاف کرده است. حقایقی در این مرزبندی جدید آشکار شده است. هر کسی نوع خود را یافته است و تفاوتهای ظاهری در اشتراکات باطنی به وحدت رسیده است. اگر تا چند ماه پیش تصور حامیان نوستالوژیک میرحسین، مسبب اصلی سکوت ممتد او و خانه نشینی او را آقای هاشمی میدانستند، امروز آن دشمنی بدل به دوستی شده است.

به نظر شما حمایت آقای هاشمی از آقای موسوی را چگونه باید تفسیر کرد؟

اگر از ظواهر عبور کنیم، به راحتی می‌توانیم وحدت را فهم کنیم. میرحسین سکوت کرده بود برای آنکه حرفی برای گفتن نداشت. میرحسین لوح نانوشته‌ای بود که در طول 16 سال دولتین هاشمی- خاتمی نوشته شد. اساساً اگر هم تقابلی میان موسوی و هاشمی وجود داشت، این تقابل از جنس تقابل یک متن با یک صفحه‌ی خالی بود. متن میرحسین پس از نخست وزیری نوشته شد. هویت موسوی را دیگران نوشته‌اند. مرحسین آیینه‌ای است که هاشمی خود را در او می‌یابد. آیینه هیچ صورتی ندارد مگر آن صورتی که در برابر او ایستاده است. اگر تقابل هاشمی با موسوی مانند تقابل آیینه و فرد ایستاده در برابر آیینه باشد ، آنگاه می‌توانیم پی به معنای این حمایت ببریم.

حمایت جریان روشنفکری از آقای کروبی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

منورالفکران ایران هیچگاه فضای رعب و وحشت زمان آقای هاشمی را از یاد نخواهند برد. گرچه در سطح ناخودآگاه و باطنشان وحدتی میان اندیشههای منورالفکری و هاشمی وجود دارد، اما در سطح خودآگاه و ظاهر، اختلافاتشان منجر به تصمیم گیری میشود. نفرت جریان منورالفکری در سطح خودآگاه از فضای فرهنگی بسته در زمان آقای هاشمی منجر به شکافی میشود که هیچگاه در سطح ظاهر نمیتوان تصور نمود که آقای عبدالکریم سروش روزی با آقای هاشمی و موسوی همسخن شود. اینان باید همواره اختلافات ظاهری خود را حفظ کنند.

منورالفکری ایران یکبار دیگر ماهیت مبتذل خود را آشکار میکند. این اتفاقی نیست که هم خواننده مبتذلی مانند «ساسی مانکن» از کروبی دفاع کند و هم منورالفکری مانند عبدالکریم سروش و بابک احمدی. گویا هم «ساسی مانکن» و هم منورالفکران به صرافت طبع دریافته‌اند که حمایت از کروبی، حمایت از یک هویت واحد است. البته منورالفکری به خوبی بر این نکته واقف است که هرگونه تغییر و تحول عمیق در جامعه ولو در جهت سرمایه‌داری و لیبرالیسم باید از رهگذر روحانیت انجام پذیرد. اگر قرار باشد لیبرالیسم در ایران حاکم شود، اگر قرار باشد ریشه‌ی روحانیت در ایران زده شود، این امر باید به دست یک روحانی انجام پذیرد. منورالفکری پی به اهمیت نقش روحانیت در تاریخ این سرزمین برده است.

به نظر شما چرا جریان اصلاحات نتوانست بین کروبی و موسوی به وحدت برسد؟

ببینید اصلاحات در ایران یک «وانموده» بود. «وانموده» را دقیقاً معادل «simulacrum» به معنای بودریایی میدانم. وانموده غیر از تظاهر است. میگویند اصلاحات دغدغه‌ی آزادی داشت نه عدالت! اما من بر این باورم که ایشان حتی دغدغه‌ی آزادی هم نداشتند. البته آزادی خواهی اصلاح طلبان از جنس تظاهر هم نبود، بلکه «وانمودگی» بود که باید تفاوت این دو را به دقت ملاحظه کنیم.

وقتی کسی بیمار نباشد و خود را به مریضی بزند، و به اصطلاح «تمارض» نماید، علمی وجود دارد به نام پزشکی که می‌تواند این تمارض را تشخیص دهد و حقیقت را آشکار سازد. اما اگر کسی بیمار نباشد و خود را به بیماری بزند و در عین حال علائمی از آن بیماری را در خود «تولید» کند دیگر کدام علو می‌توان مرز دروغ و حقیقت را کشف کند؟ اینجا آنچه اتفاق افتاده دیگر نه «تظاهر» بلکه «وانمودگی» است. یک وانموده مرز حقیقت و دروغ را پنهان میکند. برای همین است که بودريار میگوید: «وانموده هرگز آن چيزي نيست كه حقيقت را پنهان ميدارد- وانموده حقيقتي است كه عدم حقيقت را پنهان ميدارد. وانموده حقيقي است»

اصلاح طلبان نه «تظاهر» به آزادی بلکه «وانمود» به آزادی می‌کردند. از همین رو اگر امروز هم از زبان میرحسین دم از عدالت بزنند این دم زدن نیز «وانمودن» به عدالت است. لذا اساساً نمی‌توان اصلاح طلبی را درون پارادایم «آزادی- عدالت» معنا کرد. تنها پارادایم قابل فبول برای فهم اصلاحات پارادایم «وانمودگی» است. اصلاح طلبی در ایران رونوشتی از سرگذشت غمناک و در عین حال «کمیک» منورالفکری بود. اصلاح طلبان در «وانمودگی» خود نه هرگز از بین خواهند رفت و نه در تعیین مقدّرات این مرز و بوم نقش ایفا خواهند کرد. اصلاحات به مثابه یک وانموده باقی خواهد ماند تا بستری باشد برای حیات وانموده‌ی منورالفکری کمیک – تراژیک ایران.

این هجمه‌ی شدید کاندیداها علیه آقای احمدی‌نژاد را چگونه تفسیر می‌کنید؟

جباری: کاملاً طبیعی و قابل پیش‌بینی بود. پس از 2 دهه حاکمیت سرمایه‌داری و سرمایه سالاری در ایران، فردی متفاوت با قدرتمندان و سیاستمداران، از بستر مردم و با ادبیاتی مردمی وارد عرصه‌ی قدرت شده است. آنچه را که مخافان با عنوان مذموم «پوپولیست» یاد می‌کنند، برای احمدی‌نژاد یک نقطه‌ی اتکا و با اهمیت است. اگر پوپولیسم به معنای مردمی بودن است این نه تنها مذموم نبود بلکه، بسیار ممدوح و قابل ستایش است.

شاید تصور شود که من آقای احمدی‌نژاد را به طور مطلق تأیید می‌کنم، البته هیچ انسانی را نمی‌توان بطور مطلق تأیید کرد مگر انسان کامل. بلکه میخواهم در باب وضعیتی سخن بگویم که امروز در این هجمه‎ها خودنمایی می‌کند. در هیچ دوره‌ای ما به این اندازه شاهد حمله به یک رئیس جمهور نبودیم. حجم پیامکهایی که علیه احمدی‌نژاد ساخته می‌شد و به‌طور گسترده در بین مردم پخش می‌شد. مجلس به اصطلاح «اصولگرا» چگونه طرح‌های دولت را منتفی می‌ساخت. طرح تحول اقتصادی احمدی‌نژاد چگونه توسط مجلس مسخ شد و سپس به کناری گذاشته شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام از یکسو، قوه‌ی قضاییه از سوی دیگر و گروههای فشار و جریانهای ذی‌نفوذ همگی در مخالفت با احمدی‌نژاد همسخن بودند و از هیچ فرصتی برای تخریب نگذشتند. وقتی رئیس جمهور در اروپا در حال سخنرانی بر علیه نژاد پرستی است، قوه قضاییه خبر از دستگیری یک خبرنگار زن آمریکایی می‌دهد تا توجه جهانیان را به مسأله حقوق بشر در ایران جلب کند. در چنین شرایطی هر کودک نابالغ هم می‌داند که اعلام چنین اخباری آنهم در چنین شرایطی جز تخریب رئیس جمهور آن کشور نیست.

به هر حال حجم وسیع مخالفان احمدی‌نژاد این تصور را ایجاد می‌کند که او در اشتباه است و دیگران محقاند. آیا اکثریت نمیتواند محق باشد؟

اول آنکه این اکثریتی که شما می‌گویید، اکثریت جریانهای سیاسی هستند. نه اکثریت مردم. اکثریت مردم پای صندوقها نظرشان را اعلام خواهند کرد. دوم اینکه اگر مردم از این جریانهای سیاسی دل خوشی داشتند، بار دیگر به جانب آن‌ها اقبال نشان می‌دادند. چرا آقای خاتمی نیامد. حال آنکه ایشان بطور جدی قصد حضور داشت؟ بنده عرض می‌کنم که عدم حضور ایشان در انتخابات و پنهان شدن در پس آقای موسوی، هرگز به خاطر حمایت از موسوی نبود. بلکه ایشان صدای «نه» ملت را شنید و فرار را بر قرار ترجیح داد. آمار و نظرسنجی‌ها امری نبود که آقای خاتمی بخواهد از کنارشان بی‌تفاوت عبور کند. کاملاً مطلع بودند که مردم به او «نه» خواهند گفت. احمدی‌نژاد برای مردم چیزی از جنس خودشان است. او اگر به دلیل کارشکنی‌ها و اخلال مخالفان، نتواند در بهبود اقتصاد کشور توفیقی یابد، با این‌حال مردم تفکر اقتصادی او را می‌پسندند.

باید صریحاً بگویم دعوای مخالفان احمدی‌نژاد با او نه بر سر دمکراسی و آزادی بلکه بر سر سرمایه‌داری و اقتصاد است. احمدی‌نژاد نه در واردات «چای» دستی دارد. نه بنگاههای اقتصادی از او حمایت می‌کنند، نه حزب یا کارخانهای دارد که «اعتماد» جریانها را به خود جلب کند. مخالفان احمدی‌نژاد را خطری برای منافع اقتصادی خود میبینند. امیدوارم احمدی‌نژاد پس از انتخابات برخی از حقایق پس پرده درباب وضعیت اقتصادی برخی رجال را افشا کند. رجالی که طعم شیرین دنیا را چشیدهاند و فساد تا مغز استخوانشان رخنه کرده است.

با این وصف نتیجه‌ی انتخابات را چگونه می‌بینید؟

هیچ اهمیتی ندارد. گرچه معتقدم بسیاری از حامیان میرحسین در نهایت به احمدی‌نژاد روی خواهند آورد و به او رأی خواهند داد. چراکه به نظرم میرحسین امروزه کمی بدل به «مد» شده است. هرکسی که با ادا و اطوار اصلاح طلبان آشنا باشد پی به پوچی این روبانهای سبز خواهد برد. معتقدم اندیشه بر «مد» غلبه خواهد کرد. ولی با اینحال نتیجه هرچه باشد یک حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت و آن اینکه به هرحال احمدی‌نژاد چونان شبحی بر سر سرمایه‌داری خواهد ایستاد تا خواب خوش از چشمان این زالوصفتان بگیرد.

تك رقمي شدن نرخ بيكاري در دولت نهم

يكي از توفيقات اقتصادي دولت نهم اينست كه براي اولين بار نرخ بيكاري در كشور تك رقمي شده است.
بر اساس مستندات مركز آمار ايران كه تنها متولي معتبر در اعلام نرخ بيكاري است متوسط نرخ بيكارى در كشور طى هشت سال دولت اصلاحات بيش از 12.8 درصد بوده است كه اين رقم در چهار سال دولت احمدى نژاد به 10.9 درصد كاهش يافته است طى 12 سال گذشته ،بالاترين نرخ بيكارى در كشور در سال 79 با رقم 14.3 درصد ثبت شده است. نرخ بيكارى در مناطق روستايى هم در دولت نهم نصف شد ه است.
نرخ بيكاري كشور كه در دولت اصلاحات حتي به بالاي 14.3 درصد هم افزايش يافته بود، در دولت نهم به 9.5 درصد درپاييز سال گذشته كاهش يافت كه پايين ترين رقم بيكاري طي 12 سال اخير بوده است.
در عين حال كه مشكل بيكاري در كشور ما همواره طي سالهاي مختلف به عنوان يكي از مشكلات اصلي كشور مطرح بوده است و اختصاص به يك دولت خاص ندارد، ولي مستندات مركز آمار، مبتني بر كاهش نرخ بيكاري در دولت نهم در مقايسه با دولت هاي گذشته مي باشد.
نرخ بيكاري (جمعيت ده ساله و بيشتر برحسب مناطق شهري و روستايي) در كشور طي سالهاي 76 تا 79 به ترتيب 13.1درصد، 12.5درصد، 13.5 درصد و 14.3 درصد بوده است كه با اين حساب متوسط نرخ بيكاري در كشور طي چهار سال اول دولت خاتمي 13.3 درصد مي شود كه 2.4 درصد بالاتر از متوسط نرخ بيكاري در چهار سال دولت احمدي نژاد است.
بر اساس گزارش مركز آمار ايران، نرخ بيكاري در كشور طي سالهاي 80 تا 83 به ترتيب 14.2 درصد، 12.8 درصد، 11.8 درصد و 10.3 درصد بوده است. بنابراين متوسط نرخ بيكاري در چهار سال دوم دولت خاتمي نيز 12.2 درصد مي شود كه 1.3 درصد بالاتر ار متوسط نرخ بيكاري در دولت احمدي نژاد است.
نرخ بيكاري كشور طي سالهاي 84 تا 87 به ترتيب 11.5 درصد، 11.3 درصد، 10.5 درصد و 10.4 درصد بوده است كه روند كاهشي آن طي سالهاي گدشته كاملا محسوس است.
بر اساس آمارهاي موجود در مركز آمار ايران، از نرخ بيكاري فصلي در كشور، بالاترين نرخ بيكاري فصلي طي هشت سال گذشته 14.7 درصد در زمستان سال 80 بوده است و در چهار سال دوم دولت اصلاحات به هيچ عنوان شاهد نرخ بيكاري تك رقمي نبوديم.
اين در حالي است كه نرخ بيكاري فصلي در دولت احمدي نژاد به پايين ترين رقم يعني 9.5 درصد در پاييز سال گذشته رسيد و در مجموع در اين چهارسال طي 4 فصل يعني تابستان و پاييز 86 و بهار و پاييز 87 شاهد نرخ بيكاري تك رقمي در كشور بوديم.
*نرخ بيكاري مناطق روستايي در دولت نهم نصف شد
بر اين اساس ، نرخ بيكاري در مناطق روستايي در دولت قبل تا 13.6 درصد هم افزايش يافته بود كه اين رقم در دولت نهم به 6.6 تا 7.1 درصد كاهش يافت كه نشان دهنده نصف شدن نرخ بيكاري در مناطق روستايي طي سالهاي اخير است.
نرخ بيكاري در مناطق روستايي در سالهاي 76 تا 79 به ترتيب 13.6 درصد، 11.7 درصد، 13 درصد و 13.4 درصد بوده و در سالهاي 80 تا 83 نيز به 13.5درصد، 10.9 درصد، 10 درصد و 6.8 درصد رسيده است. اين در حالي است كه نرخ بيكاري در مناطق روستايي در سالهاي 84 تا 86 به ترتيب 7.1 درصد، 7.1 درصد و 6.6 درصد بوده است.
نرخ بيكاري فصلي در مناطق روستايي در سال 87 نيز به ترتيب 6.2درصد در بهار، 6.4 درصد در تابستان و 6.7 درصد در پاييز بوده است.
نرخ بيكاري در مناطق شهري در دولت قبل حداكثر 14.9 درصد و حداقل 12.3 درصد بوده است كه اين ارقام در دولت احمدي نژاد حداكثر 13.8 درصد و حداقل 11.5 درصد بوده است.
*كاهش 11 درصدي نرخ بيكاري جوانان در دولت نهم
مستندات مركز آمار ايران حاكي از آن است كه: نرخ بيكاري جوانان (15 تا 24 سال) كه به بيش از 33.6 درصد در سال 80 افزايش يافته بود، در سال 86 به 22.3 درصد كاهش يافت و در فصل بهار سال 87 حتي شاهد نرخ بيكاري جوانان به 20.3 درصد هم بوديم.
نرخ بيكاري جوانان (15 تا 29 سال) نيز كه در دولت اصلاحات بين 19.6 تا 27.4 درصد در نوسان بود، در دولت احمدي نژاد به 18.6 درصد تا 20.8 درصد كاهش يافته است.
براساس اين گزارش، نرخ مشاركت اقتصادي كه عبارت است از نسبت جمعيت فعال (شاغل و بيكار) 10 ساله و بيشتر به جمعيت در سن كار 10 ساله و بيشتر ، طي سالهاي 76 تا 86 از 34.7 درصد تا 40.4 درصد افزايش داشته است.


ناگفته های ژنو

بالاخره دفتر رئيس جمهور به قول خود عمل كرد و برنامه نشست رئيس جمهور با فعالان دانشجويي را ترتيب داد تا دكتر احمدي نژاد در فضايي كه صميميت ، صداقت و روح و حرارت انقلابي در آن موج مي زد به تشريح جزئيات قبل و بعد از حماسه ژنو بپردازد .
پس از برگزاري نشست مبارزه با تبعيض نژادي در ژنو كه به دوربان2 معروف شد و متعاقب پيروزي ايران اسلامي و مسلمانان جهان و شكست فضاحت بار صهيونيزم و حاميانش كه نمايشي تحسين برانگيز از شجاعت، ذكاوت، هوشمندي و درايت رئيس جمهور ايران بود ، فعالان دانشجويي ، با وجود درخواست دفتر رئيس جمهور مبني بر پرهيز از حضور در فرودگاه براي استقبال از دكتر احمدي نژاد ، به صورت خودجوش به پيشواز حماسه ساز ژنو رفتند . در آن شب تاريخي به دليل محدوديت هاي موجود، پس از سخنان كوتاه دكتر احمدي نژاد در جمع دانشجويان، دفتر رئيس جمهور قول داد كه بزودي برنامه اي براي نشست مفصل با دكتر احمدي نژاد و بيان ابعاد مختلف اين رويداد بزرگ تدارك ببيند و آن نشست ديشب برگزار شد و تا ساعت 24 به درازا كشيد .
در اين جلسه پرشور كه بارها با تكبير و صلوات دانشجويان به وجد آمده از كلام و ادبيات جذاب احمدي نژاد همراه بود، موارد بسيار مطرح شد كه خبر كامل و رسمي آن توسط روابط عمومي نهاد رياست جمهوري تنظيم و منتشر خواهد شد. آنچه مي خوانيد برخي نكات و حاشيه هاي اين نشست است:
* جلسه قرار بود با حضور حداكثر 300 نفر از دانشجويان در سالن نهاد رياست جمهوري برگزار شود كه با اطلاع رساني دانشجويان به يكديگر، جمعيتي حدود سه برابر ميزان پيش بيني شده آمده بودند كه مسئولان را وادار كرد براي پاسخگويي به خواست دانشجويان محل برگزاري را به مسجد نهاد منتقل كنند كه دكتر عبدالرضا شيخ الاسلام، رئيس دفتر رئيس جمهور در ابتدا گزارشي دراين خصوص ارائه كرد.
* احمدي نژاد در ابتداي سخنان خود به دو موضوع اساسي پرداخت، نخست آن كه تاكيد كرد هركاري كه انجام مي دهيم بايد براي خدا باشد وگرنه هيچ حاصلي جز شقاوت نخواهد داشت. موضوع دوم ضرورت شناخت امام در هر عصر و زمان و تشريح ابعاد اين حقيقت هستي بود.
رئيس جمهور با اشاره به اتفاقات دانشگاه كلمبيا و رويداد ژنو، گفت: ما در اين دولت مديريت امام را لمس مي كنيم كه البته قطعا در دولت هاي قبل هم چنين بوده است.
* احمدي نژاد با انتقاد از كساني كه سخن گفتن از اما زمان(عج) را با برچسب يك انجمن محدود و ممنوع كرده اند، گفت: انجمني به نام امام زمان(عج) درست كرده اند تا اسمي از امام زمان برده نشود و فضايي ساخته اند كه خيلي ها حرفي از امام نمي زنند.
* رئيس جمهور با اشاره به حضور خود نيويورك براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل گفت: در مدت حضور در نيويورك، خانم خبرنگاري در مصاحبه اي از من پرسيد: شما كه مدعي هستيد در ايران تمامي اديان و مذاهب آن آزادي دارند، چرا به بهائيان اجازه فعاليت نمي دهيد؟ در جواب ايشان گفتم: مي شود بفرماييد اسم پيامبرشان چيست؟
* حزبي كه براي انجام تكليف الهي درست شده باشد خوب است، اما حزبي كه براي كسب قدرت تشكيل شود خوب نيست. مي گويند: وقتي شما دموكراسي را پذيرفته ايد بايد لوازم آن را مانند حزب و تحزب را نيز بپذيريد، مي پرسيم: آيا اگر انرژي اتمي را بپذيريم بايد بمب اتم را هم بپذيرم؟!
* نه اين كه خوشمان بيايد اما عادت كرده ايم روزي حداقل 40 فحش بشنويم، روزي كه فحش ها كم مي شود به خودم مي گويم احتمالا امروز كار مثبت كم كرده ايم كه از فحش خبري نيست.
* يكي آمد و گفت فلاني آدم خوب و انقلابي است.گفتم قبول ندارم، مگر مي شود كسي مال انقلاب باشد اما به تخلفات صحه بگذارد.
* كسي آمد و گفت فلان شركت را به من بدهيد، نداديم، رفت گفت فلاني اقتصاد نمي فهمد! اگر منظور از فهميدن اقتصاد اين است كه اموال عمومي را بدهم اين و آن بخورند من افتخار مي كنم كه اين اقتصاد را نمي فهمم.
* ماجراي ژنو هنوز موضوع سياسي روز اروپاست و ما فهميديم موشكي كه رفته حالا حالاها مي رود و موانع را سر راه بر مي دارد.
* صهيونيست ها 60 سال عادت كرده اند كه زبان شان 12 متر و گوش هايشان اندازه يك نخود باشد. اما وقت آن است كه زبان شان قيچي و گوششان هم دراز شود.
* صهيونيست ها مي خواستند بي سر و صدا در نشست ژنو، بيانيه دوربان آفريقاي جنوبي را كه در آن رژيم صهيونيستي به صراحت نژاد پرست خوانده شده بود، اصلاح كنند. آن قدر دقيق كار كرده بودند كه حتي وزارت امور خارجه ما هم چنين برداشت كرده بود اتفاق مهمي قرار نيست كه در ژنو رخ بدهد و دعوتنامه دبيركل سازمان ملل را به من نرسانده بودند.
وقتي تصميم گرفتم بروم تحليل هاي مختلف براي منصرف كردن من شروع شد، به طوري كه حتي تا پاي هواپيما هم آمدند و گفتند واقعا شما مي خواهيد در اين نشست كه در آن هيچ يك از سران كشورها حضور ندارند برويد؟ آنجا براي توهين و خراب كردن شما برنامه ريزي كرده اند و... . وقتي اين حرفها گفته مي شد مصمم تر مي شدم.
* رئيس جمهور سوييس در مراسم شام و گفت و گو كه حدود 3 ساعت طول كشيد، اعلام كرد ما هم در بسياري از مواضع با شما هم عقيده ايم اما مارا بيچاره كرده اند. الان هم كه بحران اقتصاد جهاني پيش آمده دست در جيب ما كرده اند و براي رفع مشكلاتشان از جيب ما بر مي دارند. در بحران اخير بيش از 400 ميليارد دلار از كشورهاي عربي گرفته اند.
* صهيونيست ها براي تخريب ما در ژنو برنامه ريزي وسيعي كرده بودند كه با ورود ما به سالن اجلاس و كف زدن و تشويق حاضران، برنامه هايشان به هم ريخت.
* رويداد ژنو به نظر من مراسمي بود كه براي دفن ليبرال دموكراسي تدارك ديده شده بود. آنها به پيامبران و مقدسات توهين مي كنند و با يادآوري آزادي بيان مي گويند تحمل كنيد، اما وقتي ما جنايات صهيونيزم را بيان مي كنيم تحمل نمي كنند و از سالن بيرون مي روند.
* افكار عمومي جهان با ما هم عقيده هستند، هم اكنون موجي در دنيا ايجاد شده كه بسيار قدرتمند است و به فضل الهي اين موج به زودي بساط استكبار را از جهان برخواهد چيد. وقتي سخن از فراگيري فساد در جهان مي شود، منظور فساد حكومت ها و حاكمان است، وگرنه اكثريت مردم جهان داراي فطرت پاك الهي هستند.
* برخي به ما مي گويند تهديدها و هزينه ها را زياد كرده ايد، مي پرسيم حالا كه مي بينيد آمريكا دُمش را روي كولش گذاشته و درحال ترك مرزهاي ماست و جرات تهديد هم ندارد، آيا هزينه ها زياد شده است؟

نتایج نظر سنجی در تبیان

آخرين نتايج نظرسنجي تبيان حاكي است 61 درصد شركت كنندگان به دكتر احمدي نژاد راي داده اند.
به گزارش دولت يار ، در اين نظرسنجي كه بيش از 16 هزار نفر شركت كرده اند ، بيش از 10 هزار نفر به دكتر احمدي نژاد راي داده اند كه در مجموع بيش از 61 درصد آرا را به خود اختصاص داده است.
بنابر اين گزارش پس از دكتر احمدي نژاد ميرحسين موسوي با 34،46 درصد ، كروبي با 2،25 درصد و محسن رضايي با 2،21 درصد در رده هاي بعدي قرار دارند.
نظرسنجي تبيان در انتخابات رياست جمهوري سال 84 نزديك ترين نظرسنجي به نتايج انتخابات بود.

دوشنبه، خرداد ۱۱

روایت وزیر و رئیس سازمان برنامه دهه 60 از موسوی


گروه اقتصاد سياسي- محمد مهدي تهراني: حکایت سال های آغازین انقلاب و شخصیت هایی که در آن بازه زمانی نقش آفرین بودند را می بایست از صاحب منصبان همان ایام جویا شد. اینکه هر فردی چه روحیاتی دارد و چگونه با مسائل مواجه می شود را کسی می تواند بیان کند که با او همراه و همگام بوده است. روغنی زنجانی کسی است که روزی وزارت برنامه دولت میرحسین را عهده دار بود و بعدها هم که وزارت به سازمان برنامه تبدیل شد، در سازمان به کار خود ادامه داد. او که اکنون از اقتصاددانان جبهه اصلاحات به شمار می رود، در مصاحبه ای که در کتاب اقتصاد سیاسی منتشر شده است، گفتنی های زیادی را مورد توجه قرار می دهد.

«من با جرات می گویم که مهندس موسوی انسانی شریف، با ایمان و دین دار و وطن دوست است و از این لحاظ در هیئت دولت سرآمد بودند.» این نمای کلی ای است که روغنی زنجانی از شخصیت میرحسین ارائه می کند و بعد انگار که چیزی از قلم افتاده باشد، بلافاصله ادامه می دهد:«اما این را هم اضافه می کنم که عاشق تر بودن فرد دلیل بر درست عمل کردن او نیست. ایشان برای اجرای روش های اجرایی علاقمندی های خود تئوری مشخصی نداشتند. دلیل آن را هم باید در فضای ذهنی، تخصصی و تجربه های زندگی فرد جستجو کرد. تخصص مهندس موسوی و تحصیلات دانشگاهی ایشان در زمینه هنر، معماری و شهرسازی است. از لحاظ فلسفی هم به فلسفه چپ علاقه وافر داشته و دارند.»

رییس وزارت برنامه میرحسین می گوید:«وقتی ما آمار فعالیت های فرهنگی و فکری جامعه را به آقای موسوی ارائه می دادیم، ایشان همیشه یادآوری می کردند که چقدر به عدد و رقم و ریاضیات توجه می کنید. بهتر است سری هم به کتاب های مولوی و حافظ و عارفان دیگر بزنید و این قدر خشک به مسائل توجه نکنید.»

روغنی زنجانی خاطره هایی هم برای گفتن دارد که حرف هایش را به آنها مستند می کند. از روزی می گوید که به همراه دکتر نیلی که معاون سازمان برنامه بود، برای ارائه گزارش اقتصادی پیش میرحسین رفته اند. او حکایت آن روز را این گونه بازگو می کند:«پس از پایان گزارش ایشان از من خواست که چند دقیقه ای بیشتر بمانم. اما دکتر نیلی رفتند. مهندس موسوی به من گفت که به دکتر نیلی سفارش کنید این قدر به کمیات اهمیت ندهد و ایشان را تشویق کنید یک مقدار هم به عرفان روی بیاورند، ادبیات ما بسیار غنی است و مباحث اخلاقی و عشق و ایثار را باید از آن استخراج کرد. ایشان باید بیشتر از این زاویه به مسائل نگاه کنند.»

شاید کمتر کسی باور می کرد مدعی امروز نجات اقتصاد کشور خود تئوری مشخصی نداشته باشد و مدام به جای تکیه بر کار کارشناسی از شعر و عرفان سخن به میان بیاورد. خاطره ها البته تمام شدنی نیست و مصادیق مدعای روغنی زنجانی هم یکی و دو تا نیستند. او ادامه می دهد: «یکبار هم در اواخر سال 1366 بود که برای ارائه گزارش وضعیت اقتصادی کشور نزد ایشان بودم. وضعیت اقتصادی به هیچ وجه رضایت بخش نبود و احساس خطر می کردم. ایشان هم شدیدا احساس خطر می کرد. یک مداد در دست ایشان بود، به مداد آن قدر فشار آورد تا شکست. به من گفت این مداد آستانه تحمل مشخصی دارد و فشار بیش از حد موجب شکستن آن می شود. شما هم باید دقیقا بدانید آستانه تحمل نظام و لحظه فروپاشی آن کجاست. به نظر ایشان لحظه فروپاشی نظام موقعی است که باید احساس خطر کرد و به همین راحتی نباید شرایط را یاس آور نشان داد. توجهی هم به اعداد و ارقام نمی کردند، عاطفی بود و احساسی عمل می کرد.»

عالی نسب را از زمره مشاوران اقتصادی پرنفوذ میرحسین می دانند. کسی که به چپ گرایی در اقتصاد و دولت محوری شهره بود. روغنی زنجانی از نوع رابطه میرحسین و مشاورش هم سخن می گوید: «از لحاظ فکری و جایگاه طبقاتی آقای عالی نسب فردی بود که گرایشات صنعتی و تولیدی داشت و به شدت با تجارت و صاحبان تجارت نیز مخالف بود. آدم بسیار متدین و پایبند به شرع بودند اما زندگی واقعی ایشان با آرمان های اجتماعی شان در تضاد بود. اگر هر نظرات ایشان مورد توجه آقای مهندس موسوی قرار می گرفت، به دو دلیل مشخص بود. اول اینکه خود مهندس موسوی در زمینه مباحث اقتصادی ضعیف بودند و به لحاظ فلسفی توانایی انجام تفکر اقتصادی نداشتند. دلیل دوم هم این بود که جو غالب دولت و مجلس چپ بود.»

روغنی زنجانی با اشاره به نوع مواجهه نخست وزیر با سازمان برنامه می گوید:«استدلال های ایشان عمدتا اجتماعی و عاطفی بود و کمتر از واقعیت های اقتصادی نشأت می گرفت. البته این استدلال های احساسی و عاطفی بود که نقطه نظرات کارشناسی را تحت تاثیر قرار می داد. معمولا آقای موسوی هم به راه حل ها و نظرات سازمان برنامه به دیده تردید نگاه می کرد.»

او بر یک نکته دیگر هم تصریح دارد و آن بها ندادن به نهادسازی و مجموعه های کارشناسی است. روغنی زنجانی گلایه هایی در این زمینه نیز دارد:«یکی دیگر از ویژگی های آقای مهندس موسوی این بود که بهای چندانی به نهادسازی در تصمیم گیری ها نمی داد. این مسئله منجر به بروز بحران های متعددی شد.»

شاید در پیچ و تاب تبلیغات و شعارها شخصیت افراد گم شود، اما یقین می توان واقعیات را از لا به لای اخبار راه و بی راه بیرون کشید و تصویر روشن تری از اشخاص برای انتخاب به دست آورد.

نامه منتشر نشده از موسوی لاری درباره سازمان مدیریت


کارشناسان سازمان مدیریت جز مزاحمت و کارشکنی برای سایر دستگاه‌ها رسالتی برای خود قایل نیستند

انحلال سازمان مدیریت یکی از محورهای ثابت انتقادات مخالفان دولت و کاندیداهای انتخاباتی این طیف است. اما در حالی که رجانیوز روز گذشته بخش‌هایی از اظهارات 7 سال قبل محمد علی نجفی و مسعود نیلی را که امروز از اقتصاددانان مخالف دولت هستند، منتشر کرد که در آن به اقدامات میرحسین موسوی در دوره نخست‌وزیری خود برای کاهش سطح سازمان برنامه و سلب اختیار کردن از بخشی از مسئولیت‌های این وزارت اشاره شده بود، سند دیگری از سال آخر فعالیت دولت قبل به دست آمده است که براساس آن موسوی لاری، تأکید می‌کند کارشناسان سازمان مدیریت اساساً برای خود رسالتی جز ایجاد مزاحمت و کارشکنی برای سایر دستگاه‌ها قائل نیستند.

به گزارش رجانیوز، درخواست موسوی لاری وزیر وقت کشور، ادغام برخی دفاتر مطالعاتی و پژوهشی و ایجاد پژوهشکده وزارت کشور بوده است که حمیدرضا برادران شرکا رئیس وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی با این مسئله مخالفت می‌کند و در مقابل موسوی لاری با انتقاد شدید از بی‌توجهی رئیس سازمان مدیریت به نظرات کارشناسی سایر دستگاه‌ها، نحوه برخورد کارشناسان سازمان مدیریت را نیز کارشکنی می‌خواند.

این سند، گواه روشنی است که روند معیوب تصمیم‌سازی و قفل شدن نظرات کارشناسی و منوط شدن آن‌ها به نظرات کارشناسان یک سازمان را نشان می‌دهد:

موسوی لاری در نامه اولیه خود به شرکاء می‌نویسد:

پیرو نامه شماره 750/45 مورخ 18/8/83 موضوع درخواست وزارت کشور مبنی بر ایجاد پژوهشکده‌ای با عنوان "پژوهشکده وزارت کشور" و ادغام دفاتر مختلف مطالعاتی- پژوهشی وزارت کشور (دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی شهری، دفتر مطالعات امنیتی، مرکز آموزش سیاسی و...) ضمن تشکر از مساعدت حضرتعالی به پیوست اطلاعات تکمیلی جهت اقدام عاجل ایفاد می‌گردد.
************

اما شرکاء پاسخ می‌دهد:

برادر ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای موسوی لاری
وزیر محترم کشور

با سلام؛ بازگشت به نامه‌ی شماره‌ی 862/45 مورخ 14/9/1383 درخصوص ایجاد پژوهشکده در آن وزارت‌خانه، نظر این سازمان را به شرح زیر به استحضار می‌رساند:

به منظور انجام تحقیقات و مطالعات در ارتباط با وظایف تخصصی آن وزارتخانه، واحدهای سازمانی مناسب در تشکیلات آن دستگاه پیش‌بینی شده است. ضمن آنکه برخی از واحدهای سازمانی که در آن نامه برای حذف و ایجاد پژوهشکده پیشنهاد گردیده، در ساختار سازمانی آن وزارتخانه به صورت مصوب وجود ندارد (دفتر مطالعات امنیتی و دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی شهری)، از این رو، با عنایت به موارد یاد شده و رعایت سیاست‌های عمومی دولت مبنی بر عدم گسترش تشکیلات و اجتناب از ایجاد واحدهای موازی و مشابه پیشنهاد مذکور مورد تأیید این سازمان نمی‌باشد.

ضمناً با توجه به مفاد بند ب ماده 139 قانون برنامه چهارم توسعه ایجاد مؤسسات دولتی نیز ممنوع می‌باشد مگر در موارد استثناء که با تأیید هیئت وزیران و تصویب مجلس شورای اسلامی مجاز خواهد بود.
***********

در واکنش به این اعلام مخالفت، موسوی لاری در حاشیه این نامه می‌نویسد:

از جناب آقای دکتر شرکاء گله‌مندم که هرگز به نظرات کارشناسی دستگاه‌های مسئول توجه نکرده و به گزارش غیرواقعی بعضی کارشناسان این سازمان که جز ایجاد مزاحمت و کارشکنی برای سایر دستگاه‌ها رسالتی برای خود قایل نیستند، بیش از هر چیز بها می‌دهند.

برادر عزیز جناب آقای دکتر شرکاء، بهتر نبود قبل از نگارش نامه از بنده سؤال می‌کردید یا به صورت مشروط به‌گونه‌ای که توسعه تشکیلات نباشد، موافقت می‌کردید.

تناقض اظهارات امروز موسوی با عملکرد وی درباره سازمان برنامه

نجفی: در زمان میرحسین از سازمان برنامه سلب اختیار شد

نیلی: سطح وزارت برنامه را به سازمان تحت کنترل نخست‌وزیر کاهش دادند

گروه اقتصاد سیاسی- محمد مهدی تهرانی: در حالی که نخست وزیر سابق این روزها مدام از اعتقاد راسخ خود به نقش سازمان مدیریت و برنامه ریزی سخن به میان می آورد، برخی صاحب نظران قضاوت دیگری در خصوص نوع رویکرد گذشته او به این مجموعه دارند. محمد علی نجفی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات در کتاب اقتصاد سیاسی با اشاره به بازه زمانی نخست وزیری میرحسین می‌گوید: «به نظر من یکی از ضعف های آن دوران این بود که نقشی که سازمان برنامه می توانست ایفا کند، از آن سلب شده بود. حالا یا بخشی از آن به دلیل ضعف خود سازمان برنامه بود یا به دلیل برداشت غلطی بود که دولت نسبت به سازمان برنامه داشت.»

در واقع در آن دوران بی اعتمادی زیادی به بدنه کارشناسی این مجموعه وجود داشت. نوع برخورد نخست وزیر و وزرا با این سازمان که آن روزها یک وزارتخانه تلقی می شد، به ریزش بسیاری از نیروهای آن انجامید. مسعود نیلی در این خصوص می گوید: «در واقع یکی از دلایل اصلی ریزش نیروهای کارشناسی قوی از سازمان برنامه همین بی اعتمادی و عدم توجه به نظرات کارشناسی آنها بود. تعداد زیادی از نیروهای پژوهش و مطالعاتی سازمان برنامه برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفتند و تعداد دیگری نیز به نهادها و وزارتخانه هایی منتقل شدند که احساس می کردند در آنجا بیشتر به نظرات کارشناسی آنها بها داده می شود.»

میرحسین نیز در این شرایط در صدد انتقال برخی اختیارات وزارت برنامه به یک مجموعه تحت امر خود بود. این موضوعی است که مسعود نیلی به آن اشاره دارد: «یکی از مسائلی که آقای موسوی با جدیت پیگیر آن بود، کاهش سطح وزارت برنامه به یک سازمان تحت کنترل و نظارت نخست وزیر بود.»

در واقع دولتمردان در آن دوران به خاطر اختلاف نظری که با کارشناسان وزارت برنامه داشتند، درصدد تحدید اختیارات آن برآمدند. مسعود نیلی با اشاره به این موضوع می گوید: «کم کم تفاوت نگاه برنامه و بودجه به اقتصاد با نگاه دولت آشکار شد و مشخص شد که وزارت برنامه و بودجه رویکرد مورد قبول دولت را ندارد. در آن مقطع که اواخر دوره نخست وزیری آقای موسوی بود، دولت به عنوان واکنشی در مقابل این مساله، بخشی از وظایف وزارت برنامه و بودجه را به نخست وزیر و زیر نظر نخست وزیر منتقل کرد. ستاد بسیج اقتصادی، ستاد طرح های دهه انقلاب و ستاد بازسازی از جمله نهادهایی بودند که در نخست وزیری شکل گرفتند و بخش هایی از وظایف وزارت برنامه و بودجه را انجام دادند.»

میرحسین موسوی که وزارت برنامه را مطلوب خود نمی دید، برخی اختیارات را به مجموعه هایی ذیل نخست وزیری منتقل کرد. این گونه بود که تعداد زیادی مجموعه موازی در دولت شکل گرفت. نجفی با اشاره به نقش ستاد بسیج اقتصادی در آن زمان می گوید: «اشتباهی که انجام شد این بود که این ستاد که برای یک سری کارهای خاص ایجاد شده بود به تدریج برخی وظایف سازمان برنامه و بودجه را هم عهده دار شد و دخالت هایی در کارهای این سازمان کرد. تا جایی که در اواخر دولت مهندس موسوی وقتی که آقای میرزاده معاون اجرایی ایشان و رییس ستاد بسیج اقتصادی بودند، بخشی از فعالیت هایی که انجام می شد مستقیماً فعالیت ها و مسئولیت های مربوط به سازمان برنامه بود.»

این دست تصمیمات به انفعال هر چه بیشتر سازمان و به حاشیه رفتن کامل آن انجامید. نجفی با اشاره به این موضوع ادامه می دهد: «بخشی از کارشناسان و مدیران این سازمان کسانی بودند که با یک سیستم سیاسی و اداری و برنامه ریزی دیگری تمرین کرده و پیش آمده بودند و بعد از انقلاب با مسائل تازه ای مواجه شدند. خود این مسئله یک اغتشاشی در سطح کارشناسی در سازمان برنامه ایجاد می کرد که به ضعف آن انجامید. بعد هم تصمیم گیری هایی که دولت در مورد انتقال بخشی از وظایف سازمان برنامه به بیرون از این سازمان کرد، این مسئله را تشدید و عده دیگری دچار انفعال شدند.»

مسئله دیگری که در مورد آن بازه زمانی وجود دارد، عدم استقبال میرحسین از برنامه توسعه تالیف شده توسط سازمان مدیریت است. در واقع میرحسین موسوی در آن بازه زمانی توجه چندانی به مصوبات سازمان مدیریت نداشت. این واقعیتی است که نجفی هم بر آن صحه می گذارد: «در بحث های کارشناسی نمی شود خیلی نظرات سازمان برنامه را رد کرد. فکر می کنم آقای موسوی در یک حالت متعارضی گرفتار شده بودند. از یک طرف بحث های کارشناسی بود که ایشان باید تایید می کردند و کم و بیش هم این کار را انجام می دادند و از طرف دیگر مسائل از صمیم قلب برای ایشان جا نیفتاده بود... با توجه به اینکه آخرین ماه های خدمتشان هم بود، به این جمع بندی رسیده بودند که چنین تصمیم مهمی را به تعویق بیندازند تا در آینده هم اگر این تصمیم خطا بود، مورد سوال قرار نگیرند.»

نوع قضاوت میرحسین در خصوص وزارت برنامه، به تاخیر افتادن ارائه برنامه توسعه به مجلس را در پی داشت. نجفی در این خصوص می گوید:«در واقع زحمت های کارشناسی برنامه اول در زمان آقای مهندس موسوی و در سال 67 کشیده شد ولی این برنامه اوایل سال 68 برای ارائه به مجلس آماده شد. چون مهندس موسوی رغبت زیادی برای عرضه این برنامه به مجلس نداشتند. استنباط من این است که آقای موسوی در مجموع به صورت صد در صد قانع نشدند که آیا این برنامه اقتصادی خوب است یا خیر؟»

سوال اینجاست که اگر ایشان مخالف ادغام سازمان مدیریت یا به عبارت بهتر گرفتن اختیارات این مجموعه و انتقال آن به مجموعه ای دیگر ذیل دولت هستند، چرا خود نسبت به آن اقدام کرده‌اند؟

مخالفان احمدی‏نژاد، خان‏های پس از انقلاب

دبير جبهه عدالت و پيشرفت گفت : از جمله برنامه هاي دكتر احمدي نژاد در دوره دوم رياست جمهوري آن است كه با خان هاي پس انقلاب مبارزه جدي و قاطعانه نموده و تكليف آنها را يكسره نمايد.

به گزارش بولتن، سيد رمضان شجاعي با اشاره به اينكه امام عظيم الشان در مجموعه گفتار هاي خود براي مسئولين، دولتمردان ونهادهاي مسئول در جامعه، آنان را نوكر و خدمتكار مردم معرفي مي نمودند، افزود:با اين وجود در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب و بالاخص در دوره پس از پايان جنگ تحميلي گروههايي پديدار شدند كه با سوء استفاده از موقعيت ها و شرايت قدرت به چپاول سروتها و امكانات مردم و كشور پرداخته و اندك اندك در نقش خان هاي پس از انقلاب ظاهر شدند.
وي با ياد آوري ظلمها و نگاه رعيت محور "خان" در پيشينه تاريخي مردم افزود:اين عده نيز در عمل مردم را نه ولي نعمت بلكه رعيت و ابزار چپاول و سوء استفاده خود داشته ودر واقع ربا آنان نقشي بيش از واسطه اجراي فرامين خود نمي دانستند.
نماينده مردم ساري در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد:خان هاي پس انقلاب در طول دوره هاي مختلف مديريت اجرايي كشور با ابزارهاي مختلف بر ثروت وقدرت خود افزوده اند و تنها دوره اي كه فعاليت آزادانه آنان و اطرافيانشان براي خان سالاري به مشكل برخورد كرده دوره رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد است.
وي افزود:احمدي نژاد با كور و كمرنگ نمودن منافذ سوء استفاده هاي سياسي و اقتصادي توانسته است عملا زمينه آسيب فراوان به كانونهاي قدرت وثروت اين افراد را فراهم آورده و طعم خدمت و نزديكي دولتمردان با مردم را به آنها بچشاند.
شجاعي تاكيد كرد بر اساس اطلاعات موجود از جمله برنامه هاي آقاي احمدي نژاد در دوره دوم رياست جمهوري، مبارزه جدي و قاطعانه با خان هاي پس از انقلاب است كه در اين صورت يكي از موانع بزرگ پيشرفت و اقتدار كشور از ميان برداشته خواهد شد.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در پايان افزود: مردم به خوبي مطلع هستند كه ريشه بسياري از مخالفت ها و ابراز نگراني ها از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات را نيز بايستي در نگراني خان هاي انقلاب جستجو نموده كه قطعاْ با حضور و راي قاطع مردم اين گام بزرگ براي اجراي عدالت و پيشرفت در كشور محقق خواهد شد.