جمعيت ايثارگران در جزوه اي تحليل خود را درباره چگونگي انتخاب دكتر احمدي نژاد به عنوان نامزد برتر انتخابات رياست جمهوري ارائه كرده است كه متن آن را در ادامه مي خوانيد
1) مقدمه:
انقلاباسلاميايران در طول 30 سالي كه از شكلگيري آن ميگذرد، به رغم توطئهها و دسيسهچينيهاي بيشمار نظام سلطهجهاني، توانسته است در سايه اهداف ترسيم شده معمار بزرگ انقلاب حضرتامامخميني(ره) و رهنمودهاي مقاممعظمرهبري و با تكيه بر مقاومت و فداكاري ملت و مسئولين، به اهداف والايي چون تشكيل جمهوري اسلامي ايران و تحكيم نظاماسلامي مبتني بر دستورات الهي و برگرفته از اراده ملت آگاه و بصير و ديندار همچنين الگوسازي آن براي ملتهاي مسلمان و آزاديخواه سراسر جهان، دست يابد.
قدم سوم در اين مسير، استقرار دولتاسلامي و تلاش براي پيادهسازي احكام متعالي اسلام در امور اجرايي كشور است. متأسفانه با وجود قدمهاي مؤثر فراواني كه در طول 30 سال گذشته در اين مسير برداشته شده، استقرار دولت اسلامي و انطباق كامل امور فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور با احكام نوراني اسلام به دلايل مختلف، تا امروز به تعويق افتاده است. به جرأت ميتوان گفت كه اولين اقدامات جدي در اين مسير براي كنار گذاشتن الگوهاي مرسوم نظامهاي شرق و غرب براي اداره امور كشور، با روي كارآمدن اصولگرايان شروع شد. نگاهي به تاريخ پُر فراز و نشيب انقلاباسلامي نشان ميدهد كه تا پيش از استقرار اصولگرايان در عرصه خدمتگذاري، مسئولين اجرايي كشور به رغم زحمات فراواني كه براي رشد و پيشرفت كشور به خرج ميدادند، در هر دوره و هر عصر به فراخور رويكرد جهاني، سكان هدايت امور اجرايي كشور را با قطبنماي يكي از دو الگوي «شرقي يا غربي» جهان تنظيم كردهاند. چه در دورههايي كه با تكيه بر الگوهاي «شبهسوسيالسيتي» راه حضور مردم در عرصههاي مختلف را سد ميكردند و چه در دورههايي كه با دلبستن به شيوههاي ليبراليستي، توسعه را حتي به قيمت از بين رفتن اقشار ضعيف جامعه، بر همه چيز اولويت دادند. اما شكوفايي گفتمان اصولگرايي و رويكرد عمومي مردم به اين گفتمان كه برخواسته از گفتمان امام(ره) و انقلاب بود، شرايطي ديگر رقم زد و براي اولينبار اداره امور اجرايي كشور به خدمتگذاراني سپرده شد كه بياعتنا به شيوههاي مرسوم غرب و شرق، دل در گرو تحقق دولتاسلامي بسته بودند. هرچند عملكرد اصولگرايان در اين زمينه را بايد قدمهاي اوليه در اين مسير پُر طولاني و پُر پيچوخم تلقي كرد اما تغيير رويكرد مسئولين اجرايي به سوي پيادهسازي احكام اسلام در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و قضايي كشور به جاي استفاده از شيوههاي حكومتداري شرق و غرب و تلاش براي تدوين الگوي دولتاسلامي پيش چشم جهانيان، به تنهايي دستاورد داخلي بزرگي براي انقلاباسلامي ايران به شمار ميآيد. در ابعاد جهاني نيز گفتمان اصولگرايي توانسته است، پس از يك دوره فترت و خمودگي، بار ديگر موج جديد از گفتمان اصيل انقلاب اسلامي بيافريند. موجي كه با پشت سر گذاشتن مرزها، توانسته است گفتمان انقلاباسلامي را تبديل به گفتمان مسلط و غالب اكثر كشورهاي اسلامي نمايد و نظام اسلامي ايران را به عنوان الگويي موفق در برابر شرق و غرب مطرح كند. بنابراين حفظ و تداوم گفتمان اصولگرايي به عنوان احياگر آرمانهاي اوليه انقلاب از جمله تشكيل دولت اسلامي و مقوم گفتمان امام(ره) و انقلاب، در آستانه ورود به چهارمين دهه از عمر پُربركت انقلاب اسلامي ايران، امر واجبي است كه هر روز با نزديكشدن به موعد برگزاري انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري در 22 خردادماه سال 1388، اهميت آن بيشتر بر همگان روشن ميشود. چرا كه به دليل برخي اتفاقات و صفآراييهاي شكل گرفته حول نامزدهاي اين دوره از انتخابات، مردم در معرض انتخابي سخت قرار گرفتهاند. انتخابي كه قرار است يا ضامن بقاء و تعالي گفتمان اصولگرايي و در جهت استقرار و استحكام دولتاسلامي براي تحقق هدف پيشرفت و عدالت باشد يا كشور را به مسيري بازگرداند كه پيش از اين و در دورههاي سابق رياستجمهوري، مردم رويكرد مغرضانه آنان به مباني انقلاب و عملكرد منفي آنان نسبت به اهداف اوليه آنان را به عينه مشاهده كردند.
2) به لحاظ رويكرد و آرمان
احياء گفتمان انقلاب اسلامي، احياي تفكرات امام(ره) و احياي ارزشها و ... در حوزه آرماني در كارنامه دولت نهم و شخص دكتر احمدينژاد ميدرخشد. همچنين «عدالتخواهي، خدمتگزاري، پُركاري، سادهزيستي، مردميبودن، توجه به محرومين، روحيه ضد اشرافيگري وتجملگرايي، توسعه علم و فنآوري، شجاعت در تصميمگيري، استكبارستيزي، مبارزه با فساد، برقراري امنيت اجتماعي، بالابردن وحدت و انسجام ملي، روحيه توسعه و آباداني و پيشرفت، روحيه خودباوري، خودكفايي و فرهنگ توانستن، توسعه فرهنگ مقاومت و پايداري در جهان، ايستادگي در مقابل انحرافات و كجيها و ساختارهاي ناصحيح و مفاهيم نادرست جهاني و..» از جمله رويكردهاي دولت نهم و دكتر احمدينژاد است.
دولت نهم احيا كننده شعارهاي اصلي انقلاب است. اين دولت با تلاش و پُركاري و رويكردهاي اساسي چون «عدالتخواهي، ولايتمداري، استكبارستيزي، مردمگرايي، مستضعفنوازي، كارآمدي، گرايش به طبقات محروم و پرهيز از اسراف و زندگي اشرافي، مشاركت عموم مردم در تصميمگيريها، توجه به ارزشها و اصول روحيه خدمتگزاري و...» را به متن تصميم گيري تصميمسازان آورد.
رويكرد كلان سياسي و اجتماعي و فرهنگي، دولتنهم با استراتژي و راهبرد انجام سفرهاي مستمر دولت به استانها و تمامي شهرستانهاي كشور، به منظور برقراري رابطه دولت با مردم و از بين بردن شكاف بين دولت و مردم،آشنايي با مشكلات و دغدغههاي مردم،پيگيري و تسريع در حل مشكلات مردم و اجراي طرحها و پروژهها و... تجلي پيدا كرده است. برخي از رويكردها به اين شرح است:
الف ـ گفتمان خدمت و فرهنگ خدمترساني
از رويكردهاي مورد تاكيد و پيگير مجموعه دولت، برنامهريزي جهت افزايش كيفي و كمي فرهنگ خدماترساني به مردم بوده است. در اين دوره تلاش گرديده در اين راستا با دوري از منازعات بدون حاصل سياسي و حزبي، جهت پايدار نمودن آرامش سياسي در جامعه زمينه تسلط فضاي كار و خدمت را فراهم نمايد. افزايش قابلتوجه ساعات فعاليت بدنه مديريتي دولت، برنامهريزي جهت دخيل شدن بدنه كارشناسي استاني و ملي دستگاهها در فرآيند تصميمگيريها، انجام منظم سفرهاي منطقهاي وزراء و معاونين رئيسجمهور و ديگر همكاران آنها بعلاوه سفرهاي منظم پايان هفته هيأت وزيران هر دو هفته يكبار موجب شد فضاي عمومي جامعه و همچنين ساختار دولت به جاي فضاي ملتهب و غيركاري، فضايي آكنده از روحيه كار و تلاش و فرهنگ خدمت باشد.
ب ـ مردممحوري
دولت نهم اين افتخار را براي خود محفوظ ميداند كه در برنامهريزيهاي خود هرگز به دنبال ترجيح منافع گروهها،دستهها و اقشار خاص و ويژه به منافع عامه مردم نبوده و «مردم محوري» را به عنوان آموزهاي ديني و اعتقادي سرلوحه خدمات خود قرار داده است. دولت در اين راه با نامهربانيهاي متعددي نيز روبرو گشته است. اما بر اين اعتقاد راسخ باور دارد كه آثار مبارك اين رويكرد در تصحيح برخي جهتگيريهاي پيشين اجرايي و نزديكتر كردن رابطه «دولت ملت» در تداوم عزتمندي نظام ظهور و بروز مناسبي را پيدا خواهد نمود. مبناي «مردم محوري» موجب شده است مجموعه دولت با غنيمت شمردن فرصت كوتاه تصدي اجرايي خود، نسبت به برنامهريزي جهت بردن دولت به اقصي نقاط كشور با اولويت مناطق محروم و كمتر برخوردار، اقدام نمايد. دولت نهم در اين سفرها كه از آغازين ماههاي استقرار دولت يعني از آبان ماه 1384 آغاز شده است، موفق شدهاند در تمامي سفرهاي دورهاي استاني خود تشكيل جلسات هماهنگي متعدد و هزاران ساعت كار كارشناسي و تصميمسازي با حضور مسئولين و كارشناسان استاني و دستگاههاي اجرايي و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور جلساتي نيز با حضور نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي از استانهاي مورد سفر با مردم شريف شهرستانهاي مختلف كشور با همراهي جدي و فعال نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي ديدار نموده و از نزديك با مشكلات آنان آشنا شوند.
ج ـ عدالتمحوري
عدالتمحوري در همه عرصههاي حوزه فعاليت دولت از جمله: «هدايت منابع بانكي به مناطق محروم در جهت ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي، كاهش نرخ سود بانكهاي دولتي و خصوصي، بر قراري تناسب در توزيع اعتبارات و تسهيلات كشور، افزايش حقوق كاركنان دولت، معلمان و بازنشستگان، توجه به اقشار محروم تحت پوشش كميتهامداد، اجراي طرح بيمههاي روستايي، كاهش نرخ تورم،واگذاري سهام عدالت،حمايت از بخش خصوصي، سرمايهگذاري توليد و كارآفريني، اجراي اصل 44 با رويكرد واگذاريها با اقشار مردم و «نه» صاحبان نفوذ، توزيع عادلانه منابع و ثروت در بين همه اقشار جامعه و مناطق، برخورد با رانتخواران اقتصادي و نظارت به منظور پيشگيري از سوءاستفادههاي احتمالي، تلاش انكارناپذيري داشته است.
د ـ عرصه سياست خارجي
سياست خارجي نيز ابتكار عمل و ديپلماسي قوي و مؤثر رياستمحترمجمهور باعث همگرايي بسياري از كشورها در مقابل زورگوييهاي استكبارجهاني و عقبنشيني تدريجي آنان در عرصه روابط بينالمللي شده و موج گستردهاي از اسلامخواهي و عدالتطلبي را در سطح جهان بويژه كشورهاي اسلامي در پي داشته است. از نظر اين دولت، استكبار، آفت بشريت است و ستيز با اين روحيه و دفاع از حقوق مردم مظلوم از ارزشهاي اساسي نظام اسلامي است كه پس از سياست منفعل دولت دوم خرداد، در دولت احمدينژاد عليرغم هزينههاي سنگيني كه دولت تحمل كرد، در دستور كار قرار گرفت. «تكميل چرخه سوخت هستهاي، انفعال آمريكا، تقويت نهضتهاي ضداستكباري در لبنان وغزه، تقويت آرمان فلسطين، تقويت مبارزات مردم عراق و افغانستان و ارتقاء جايگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان و محبوبيت احمدينژاد در بينالملل اسلامي، به چالشكشاندن حُسننيت قدرتهاي بزرگ در حوزه خلع سلاح هستهاي فراگير، افزايش عزت و استقلال ملي، ايجاد فضاي اتحاد وانسجام ملي» از دستاوردهاي اين موضع بود.
مقاومت و ايستادگي دولت نهم در حراست از حقوق مسلم مردم ايران براي استفاده صلحآميز از فنآوري هستهاي هم در داخل و هم در خارج از كشور نيز با استقبال و واكنش بسيار مثبت ملتها همراه بوده است. در ماجراي هستهاي، دولت با كمك ديگر مجموعههاي نظام بالاخص مجلس شوراي اسلامي موفق گرديد مجموعه اقداماتي كه آخرين روزهاي دولت گذشته براي راهاندازي مراكز هستهاي به تعويق افتاده بود را گسترش داده و در كنار فعال نمودن تعاملات ديپلماتيك و افزايش رايزنيها در سطوح منطقهاي و جهاني، با قدرت به استيفاي حقوق هستهاي ملت، بازگشايي مراكز هستهاي تعطيل شده در كشور،تكميل و تثبيت چرخه سوخت هستهاي و راهاندازي بخشهاي جديد در اين حوزه بپردازند. اتخاذ رويكردهاي فعال در عرصه ديپلماسي با باور به ضرورت «تأمين عزت ملي» از ديگر گزينههاي انتخاب شده در سال ابتدايي دولت نهم بود. مكاتبه با رؤسايجمهور كشورهاي بزرگ جهان، طراحي و بيان ايدههايي چون گفتوگوهاي حقوق بشري با غرب، خدشهبه باورهاي بيپايه مجموعه استكباري جهان چون هولوكاست، فعالتر نمودن سطح مناسبات با كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين و بسياري از كشورهاي عضو جنبش عدمتعهد و تشكيل ستاد كشورهاي توسعهاي جهت هماهنگي دستگاهها به همين منظور، از ديگر تلاشهاي صورت گرفته در اين راستا ميباشد.
از جمله اثرات موفقيتآميز اين رويكرد «پُررنگ نمودن الگو محوري جمهوري اسلامي در جهان اسلام» بود. رويكرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجي موجب گرديد مجدداً آموزههاي حضرت امام راحل(ره) به عنوان آموزههاي قابلتحقق در خارج نمودن ملل مسلمان از زير يوغ استكبار مطرح گردد. اين رويكرد نه تنها زمينه حفظ آرمانها را فراهم نمود بلكه موجب افزايش سطح تعاملات ديپلماتيك رئيسجمهور و دستگاهها و افزايش سرمايهگذاري و صادرات گرديد.
ي ـ امنيتداخلي
رويكرد جدي به مسئله «تقويت امنيت و اقتدار ملي» در سايه حمايت جدي از سيستم ارتقاء توان دفاعي ـ موشكي، سبب ايجاد اميد و نشاط در نيروهاي متدين، حضور نيروهاي متعهد به انقلاباسلامي در بدنه دولت و نهادهاي فرهنگي، توسعه وگسترش مديريت مردم و تقويت بسيج مردم حافظ اصلي انقلاب اسلامي شد. اين امر محبوبيت احمدي نژاد را افزايش داد و دشمني و تخريب عليه احمدينژاد توسط نظام استكبار را تشديد كرد. جنگ رواني و رسانهاي و تخريب عليه احمدينژاد در تاريخ انقلاب اسلامي بيسابقه بوده است. اين موضوع حكايت از دشمني نظاماستكبار با مشي و روحيه احمدي نژاد دارد.
3) به لحاظ عملكرد
عليرغم تبليغات گسترده و منفي كه صورت ميگيرد عملكرد قابل دفاع، در بسياري موارد افتخارآميز بود. البته اشكالاتي هم بوده كه قابل اصلاح است و دفاع از عملكرد احمدينژاد فقط بخاطر رويكردها و جهتگيريهاي آن نيست كه البته اين نيز خود بسيار مهم است. دولت دكتر احمدينژاد در عرصههاي انساني، علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، هسته اي، دفاعي، موشك و ماهواره و بهداشت و درمان نيز گامهاي بزرگي برداشته است. ارتقاي ايران اسلامي با 15 رده صعود به رتبه 84 توسعه انساني در جهان در دولت نهم، افزايش صادرات غيرنفتي به سالانه 25 ميليارد دلار، كاهش نرخ سود بانكي براي حمايت از مردم و توليد از اين جمله است.
دستاوردهاي عظيم نظام اسلامي و بويژه دولت نهم در به دستآوردن چرخه كامل سوخت هستهاي، ورود به عرصه نانوتكنولوژي، توليد گوسفند و موشهاي شبيهسازي شده، درمان بيماران نخاعي، قلبي، كبدي، عروقي و چشمي با استفاده از سلولهاي بنيادي، داروي كنترل ايدز و سرطان، داروي زخم ديابت، دارويسرطان پوست، آزمايش نهايي بيش از 30 داروي درمان كننده بيماريهاي صعب العلاج، ساخت ماهواره، ساخت موشك ماهوارهبر، ساخت موشكهاي دوربرد، زيردريايي، موشكهاي كروز، جنگندههاي پيشرفته و صدها دستاورد ديگر، جز در سايه تدابير و اهتمام مستمر رهبر معظم انقلاب اسلامي و پايبندي دولت نهم به پيشرفت و عدالت به دست نيامده است.
محققان ايراني در دولت نهم با ارائه 17 هزار و 88 مستند علمي، از لحاظ «تعدادكل توليدات علمي نمايه شده»، با شش پله صعود نسبت به سال 2007 در جايگاه بيستوچهارم جهان و از لحاظ «تعداد مقالات علمي نمايه شده» در جايگاه بيستوسوم جهان قرار گرفتهاند. قبل از انقلاباسلامي از سال 42 تا 57 تنها 841 مورد اختراع ثبت شده بود كه در فاصله زماني 57 تا 83 تعداد اختراعات ثبت شده به 4640 مورد رسيده است و از سال 84 تاكنون نيز حدود 200000 اختراع ثبت شده است.
«افتتاح بزرگترين مجتمع توليد فرآوردههاي دارويي نوتركيب» در كشور از ديگر اتفاقات محقق شده در دولت نهم ميباشد. در اينمجتمع، واكسن هپاتيتB، داروي بيماران ام. اس، داروي بيماران مبتلا به كمخوني و داروهايبازكننده لختههاي خون و رفع انسداد قلبي توليد ميشود. در دنياي پزشكي از اين داروها به عنوان «محصولات استراتژيك» نام ميبرند و در حال حاضر در منطقه خاورميانه، ايران تنها كشوري است كه به اين فناوري استراتژيك دستيافته است. دستيابي به دانش توليد داروهاي گرانقيمت و حياتي نيز از سياستهاي مهم وزارتبهداشت، درمانوآموزش پزشكي در راستاي خودكفايي، جلوگيري از كمبودهاي مقطعي، ممانعت از صرف يارانه بسيار و خروج ارز از كشور ميباشد. دستيابي ايران به روش نويندرمان سلولي بيماران نخاعي در دولت نهم از ديگر پيشرفت ها است.در اين روش بيماران ضايعات نخاعي با تزريق سلولهايعصبي كه در محيط آزمايشگاه كشت شدهاند، توان برخاستن و حركت را به دست ميآورند. در حال حاضر ايران به همراه سه كشور ديگر، از اين فناوري و دانش پزشكي برخوردارشده اند. در سال 56 از نظر شاخصهاي بهداشتي، درماني جزء 30 كشور آخر دنيا بوديم اما امروز با وجود بيش از 190 كشور در دنيا جزء 30 كشور برتر دنيا از نظر شاخصهاي بهداشتي درماني هستيم و رتبه ما بين20 تا 30 كشور برتر است. طي 3 سال گذشته شاهد رشد چشمگير خدمات و شاخصهاي بهداشتي ودرماني در كشور هستيم؛ تعداد آزمايشگاههاي كشور در سال 83 حدود 4100 مركز بود كه امروز به 4600 مركز افزايش يافته است، مراكز توانبخشي نيز از 2100 مركز در سال 83 امروز به 2700 مركز در كشور افزايش يافته است. طي 41 ماه منتهي به بهمن هشتادوهفت، 71 بيمارستان جديد در كشور به بهرهبرداري رسيد، تعداد پايگاههاي اورژانس كشور از 600 پايگاه به 1700پايگاه افزايش يافت،1800آمبولانس جديد به ناوگان اورژانس كشور اضافه شد و تا چند ماه آينده 800 آمبولانس جديد ديگر نيز به مجموعه وزارت بهداشت اضافه ميشود.
يكي ديگر از دستاوردهاي وزارت بهداشت طي 3 سال گذشته، ايجاد مراكز درماني در مناطق محروم است، به اين ترتيب كه مصوب شده است براي شهرهاي زير 50 هزار نفر كه فاقد مركز درماني هستند، يك مركز درماني 10 تخته مجهز به سيستم ويدئو كنفرانس قوي ايجاد شود كه براي اين كار 42 شهر شناسايي و تعريف شد و پروژه ساخت اين مراكز آغاز شده كه به تدريج به بهره برداري ميرسند.
در سالهاى 1386ـ1384 با اجراى پروژههاى بهبود وتوسعه پالايشگاهي، مجموع توليد پنج فرآورده اصلى به ترتيب معادل 2/226، 7/230 و 3/229 ميليون ليتر در روز بوده كه نسبت به ارقام برنامه سند بخشى به ترتيب به ميزان 48/98 ، 8/97 و 3/101 درصد تحقق يافته است.
با وجود همه فشارها و تحريمها، 5 فاز پارس جنوبي در سال 1387 به بهره بردارى كامل رسيد. در حالي كه تا سال 1383، تعداد 5 فاز پارسجنوبي به بهرهبرداري رسيده بود، در طول سال 87 و بر خلاف تشديد تحريمها عليه صنعت نفت كشورمان، 5 فاز ديگر اين حوزه به بهرهبرداري كامل رسيد. فازهاي 6، 7 و 8 پارس جنوبي پاييزسال 87 به بهرهبرداري رسيد و 2 فاز 9 و 10 نيز دهه فجر افتتاح شد.
بهرهبرداري از 5 فاز پارسجنوبي در سال جاري،بر خلاف پيشبيني نهادهاي غربي و با وجود تشديد فشارها و تحريمها عليه صنعت نفت كشورمان در سالهاي اخير حاصل شده است.
طبق اهداف كمي صنعت پتروشيمي در افق برنامه پنجم توسعه پيشبيني شده است كه ميزان توليد محصولات پتروشيمي به ۲۰ ميليارد دلار در سال برسد، در حالي كه هماكنون ايران 25 درصد محصولات پتروشيمي منطقه خاورميانه و 93/1 درصد محصولات پتروشيمي جهان را توليد ميكند.دولت نهم توانسته است ظرف مدت 6 ماه صدور و توزيع 10ميليون كارت هوشمند سوخت را اجرايي كند كه اين اقدام، پيشنياز اساسي براي سهميهبندي بنزين و كاهش مصرف انرژي در كشور بود.
در دولتهاي آقاي خاتمي وهاشميرفسنجاني، همواره يكي ازچالشهاي اساسي اقتصاد ايران، افزايش بيرويه مصرف انرژي و خصوصاً بنزين بود اما گاماساسي در اجراي برنامههاي 5 ساله و بودجههاي سنواتي براي كاهش مصرف برداشته نشد وهر سال شاهد افزايش 10 درصدي در مصرف بنزين بوديم. كارت هوشمند اين امكان را فراهم كرد كه از سال گذشته براي اولين بار شاهد كاهش مصرف بنزين باشيم؛ افتخاري كه دولتهايگذشته از آن برخوردار نبودند.
قبل از انقلاب، 224 كيلومتر آزادراه در كشور وجود داشت كه اكنون به 7 هزار و 556 كيلومتر رسيده است كه 40 درصد در دولت نهم انجام شد و راههاي روستايي آسفالته قبل از پيروزي انقلاب 200 كيلومتر بود و در دوران بعد از انقلاب تا قبل از دولت نهم 49 هزار كيلومتر راهآسفالته روستايي احداث شد و در دولت نهم 72 هزار و 200 كيلومتر راه روستايي به بهربرداري رسيد. دولت نهم در طول دوران خدمت خود در بخش راههاي روستايي بيش از ۱۵سال گذشته كار كرده است. در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و با بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راهآهن در كشور وجود دارد و اين در حالي است كه با تلاش خدمتگذاران نظام جمهوري اسلامي، كار تكميل 9 هزار كيلومتر ديگر نيز در شبكه ريلي در دست انجام ميباشد. ميزان احداث خطوط راه آهن در كشور طي چهار سال فعاليت دولت نهم نسبت به مدت مشابه دولت هشتم بيش از 80درصد افزايش يافت.
توليد مسكن در دولت نهم به 5/1 ميليون واحد در سال رسيده است. در گذشته سالانه 500 هزار واحد مسكوني در كشور ساخته ميشد .
در صنعت آب و برق به مرز خودكفايي كامل رسيدهايم. در طراحي، احداث و بهره برداري، ديگر از شركتهاي خارجي استفاده نميكنيم و همه اين بخشها به دست كارشناسان داخلي انجام ميشود. اكنون در مرزي هستيم كه صنعت سدسازي و تكنولوژي آن را به خارج از كشور صادر ميكنيم.
دولت نهم در سال84 معادل 2 ميليون و 557 هزار شغلجديد و در سال 85 برابر با 2 ميليون و 754 هزار شغل ايجاد كرده است. نرخ پيشبينيشده بيكاري در برنامهچهارم در سال 84 معادل 8/11 درصد و در سال 85 برابر 11 درصد بوده استكه در عمل به ترتيب 5/11 و 6/11 درصد تحقق يافته است.
در طول فعاليت دولت نهم يك هزار و 185 پروژه آبرساني روستايي براي بهرهمندي 690 هزار نفر از اهالي يك هزار و 244 روستا به اجرا درآمده و با اجراي يك هزار و 197 پروژه راهسازي شامل 2 هزار و 655 كيلومتر راه شوسه جديد و آسفالت 3 هزار و 850 كيلومتر راه مشكل تردد و راه مواصلاتي 760 هزار نفر از جمعيت روستايي كشور رفع گرديده است.
ميزان رشد توليد ناخالص داخلي طي دوره 1375 ـ 1368 معادل 4 درصد و طي دوره 1383 ـ1376 معادل 4 درصد بوده است و در سالهاي84 و 85 به ترتيب 4/5 و 3/5 درصد بوده است.
ميزان رشد سرمايهگذاري طي دوره 75-68 معادل 5/5 درصد و طي دوره 83-76 به 7 درصدافزايش يافت. رشد سرمايهگذاري در دولت دكتر احمدينژاد افزايش بيشتري پيدا كرد و طيسالهاي 83 و 84 به ترتيب به 8/5 و 1/8 درصد رسيد.
اينها همه بخشي از عملكرد آماري دولت نهم و دكتر احمدينژاد است كه براي تفصيل آن بايستي جزوات مفصلتري منتشر نماييم.
4) تحليل شرايط بينالمللي و داخلي
اكنون در شرايط حساس و مهمي قرار داريم كه تحركات اصولگرايان، دولت نهم و دكتر احمدينژاد موجب بوجود آمدن بهترين شرايط داخلي و خارجي براي كشور شده است. براي شناخت شرايط بينالمللي و داخلي در ذيل به مواردي اشاره ميشود:
ـ ايستادگي و مقاومت دولت و مخالفت جدي با قدرتهاي استكباري؛
ـ شكلگيري فرهنگ مقاومت و پايداري در بين دولتهاي مستقل و ملتهاي جهان؛
ـ فضاي امپراطوري خبري صهيونيزم و عمليات رواني استكبار جهاني عليه احمدينژاد؛
ـ پيشبرد مواضع به حق جمهوري اسلامي؛
ـ فرموده حضرت امام (ره)(مضمون): «اگر ديديد قدرتها مخالف شما هستند، دليل صحت كار شماست»؛ همه قدرتهاي استكباري مخالف احمدينژاد هستند؛
ـ كارشكني جريان افراطي و انحرافي مقابل دولت
ـ سياهنمايي و تخريب گسترده دستاوردهاي انقلاب و خدمات دولت نهم؛
ـ تلاش براي اثبات شرايط بحراني و اضطراري؛
ـ مخالفتهاي جدي از طرف كساني كه امكانات و مسئوليت داشتند و نتوانستند در شأن اين ملت، گامهاي اساسي بردارند؛
ـ تمام چالشهايي كه در دورههاي قبل مطرح ميشد را به پاي دولت نهم گذاشتن؛
عليرغم همه كارشكنيها امروز گفتمان اصولگرايي كه همان گفتمان انقلاب اسلامي احيا شده است و كشور در اوج عزت و اقتدار در سطح جهان و آرامش و امنيت و وحدت داخلي و اميد و نشاط براي آيندهاي بهتر به پيش ميرود.
5) مقبوليت
روشي كه مورد توافق همه در دوره نهم (شوراي هماهنگي) بود، بحث امكان رأيآوري و مقبوليت بود. اكنون با همان منطق، اين سازوكار را صحيح ميدانيم.
همه سنجشها را تا اول ارديبهشت مقايسه كرديم؛ در ميان نامزدهاي اصولگرا، دكتر احمدينژاد با فاصله زيادي نسبت به ديگران در رتبه اول قرار داشت.
6) امكان وفاق بين اصولگرايان
هدف اين بود كه سبد رأي اصولگرايان شكسته نشود و به نامزدي واحد برسيم. لازمه آن، وحدت حداكثري بود. با توجه به اينكه سه ضلع، روي شخصي غير از احمدي نژاد امكان وفاق نداشتند كه در عين حال امكان رأيآوري هم داشته باشد، طبيعي بود كه امكان انتخاب احمدي نژاد بيشتر بود.
7) تجربه رئيسجمهور براي اداره دولت
استدلال ديگر ما در انتخاب دكتر احمدي نژاد اين بود كه رئيسجمهور در دوره اول تجاربي بدست ميآورد كه سرمايه ملي است و نبايد هدر رود. در عين حال در مرحله دوم اين تجارب به كار ميآيند و به صورت معمول و روال گذشته هر رئيسجمهور دوبار، طي دو دوره چهار ساله برنامهها و اقدامات خود را كامل كرده است. مردم هم در گذشته به ايجاد بستر ادامه خدمت رييسجمهور دوره اول براي دور دوم تمايل نشان داده اند.
8) مخالفت گسترده دشمنان
اين فرمايش حضرتامام(ره) هيچگاه از ذهن مؤمنين به انقلاب و رهبري جدا نميشود كه(مضمون): «هر وقت ديديد دشمنان همگي نسبت به كار شما مخالف هستند، دليل بر درستي آن است»؛ اكنون حجم عظيم عمليات رواني عليه دكتر احمدينژاد و تخريبها عليه او نيروهاي انقلاب را به درستي به سمت او متمايل ميكند. چرا كه نوعي مخالفت علمي و جدي با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي است.
9) طرح تشكيل «دولتوحدتملي» به عنوان طرح جايگزين، اشكالات اساسي و جدي داشت
برخي مخالفين احمدينژاد كه خود را در دايره اصولگرايي تعريف ميكنند براي كنارگذاري او، طرح تشكيل «دولتوحدت ملي» (ائتلاف جبههدومخرداد با برخي اصولگرايان) كه بررسي ما نشان ميدهد طراحان اين پروژه كانون فتنه، بخشي از كارگزاران و تعدادي از اصولگرايان بودند. اين پروژه با هدف ايجاد شكاف در اردوگاه اصولگرايان، بحراني نشاندادن كشور، تصاحب قدرت، «نه» احمدي نژاد و.. طراحي شده بود كه طراحان، اجزا و اهداف آن، ما را به نادرستي و باطل بودن اين پروژه، رهنمون ساخت.
10) ديدگاه رهبري در مورد دولت
رهبر حكيم و خردمند انقلاب همواره از دولتها اعلام حمايت كردهاند؛ ليكن معظمله در سخنراني (فروردين ۸۶) دليل حمايت خاص خويش را از دولت نهم اينگونه بيان ميكنند: «جهتگيريهاي ديني و اين ارزشگيري انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالتورزي مردمي؛ اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را ميدانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت ميكنم».
رهبر معظم انقلاب بعد از گذشت يك سال از دوران خدمت دولت نهم در ديدار با اعضاي هيأت دولت(6/6/85) به ذكر شاخصههاي اصولگرايي ميپردازند كه در ضمن آن برخي از اين شاخصهها را به عنوان شاخصهي تحقق يافته در عملكرد دولتمردان كابينه نهم ذكر ميكنند و ميتوان از آنها به عنوان نقاط مثبت دولت نهم ياد كرد:
ـ ساده زيستي و مردمگرايي؛
ـ اجتناب از اسراف و ريختوپاش؛
ـ تلاش بيوقفه براي خدمترساني؛
مقام معظم رهبري يك سال بعد در ديدار با اعضاي هيأت دولت(4/6/86) نيز نوعي رفتارشناسي از دولت نهم ارائه ميدهند و موارد ذيل را به عنوان تلقي خود از رفتار دولت نهم طي دو سال اوليه آغاز كار دولت بيان ميكنند:
«اول اينكه مسأله پايبندي به ارزشهاست كه خيلي شاخص مهمي است. دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان ميدهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاي انقلاب پايبند است.»
« دوم همين پايبندي به عدالت است. ممكن است شماها نتوانسته باشيد ـ يا تا آخر هم نتوانيدـ همهي آنچه را كه در مورد عدالت ميبايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار با ارزشي است و هرمقداري كه ميتوانيد بايستي حركت كنيد».
«پايبندي به خدمت هم يكي از شاخصههاي اين دولت است كه قابل ارجگذاري و ذكر است».
«پُركاري اين دولت هم انصافاً چيز برجستهاي است؛ حتي بعضيهايي كه مخالف هم هستند، اين را نميتوانند انكار كنند».
« خصوصيت ديگر، شجاعت اين دولت و قاطعيت اوست». رهبرمعظمانقلاب در ادامه اين مطلب سهميهبندي بنزين را نشانهي شجاعت دولت ميدانند».
«روحيه تحولگرايي و نوآوري ديگر ويژگي مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب است».
« يك خصوصيت ديگر اين است كه اين دولت در برابر زيادهخواهيهاي استكبار، دچار انفعال نشد. اين ايستادگي در مقابل زيادهخواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان ميشود، به نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است».
« رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت؛ اين مسئلهي سفرهاي استاني خيلي مهم است».
«رهبر معظم انقلاب در بيانات ديگر تصميم قاطع دولت نهم بر خدمت خستگيناپذير به مردم، به ميدان آوردن همه توان خود و پُررنگ كردن هدفهاي بلند انقلاب را از شاخصههاي قابل مشاهده دولت احمدينژاد ذكر ميكنند.(5/1/85)
«يكي ديگر از شاخصههاي دولت احمدينژاد، اميد دادن به مردم است كه رهبر معظم انقلاب بيان ميكنند.(4/6/86)
«مقام معظم رهبري در ديدار اخير با اعضاي هيأتدولت بار ديگر بر خصوصيات ممتاز دولت نهم تأكيد كردند. ايشان در اين ديدار(2/6/87) مسائلي همچون كار و تلاش و جديت در خدمترساني، انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامي، عدالتخواهي، اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي و مردمي بودن را از ويژگيهاي مثبت دولت نهم دانستند».
11) گفتگو با ديگران
بعد از جمعبندي جمعيت تلاش كرد تحليلهاي خود را كه حدود يكسال به طور مستمر انجاميده بود در ارتباط و تعامل با گروهها و اشخاص مختلف مطرح و در جهت بسط گفتمان اصولگرايي گام بردارد كه جلسات بسياري برگزار نمود كه البته برخي اشكالاتي مطرح ميكردند. اشكالات وارده جزئي بود و اكثريت غالب به اين باور رسيدند راهكار، معرفي يك اصولگرا رأيآور است.
12) گفتگو با دكتر احمدينژاد
براي طرح اشكالات كه برخي آن را جدي تلقي ميكردند چند جلسه و گفتگو با دكتر احمدينژاد برگزار گرديد كه مواضع اصلاحي ايشان براي آينده، در زمينه اصلاح وضعيت اقتصادي، انتصاب افراد شايسته و رفع اشكالات و ابهامات مورد قبول ، تعامل گسترده اصولگرايان و ما را در حمايت از ايشان مصممتر كرد.
13) چرا دوم خرداد خط قرمز است؟
واقعيت اين است كه مقوله بازگشت دومخرداد صرفاً مسأله جابهجايي قدرت نيست كه آن را قاعده سياستورزي و تمكين به رأي مردم بدانيم. دومخرداد با كارنامهاي كه دارد، اگر برگردد، دوباره همان «رويكردهاي انحرافي» را با «تأثيرگذاري» و «كاربرد بيشتر» در پيش خواهد گرفت، فقط با اين تفاوت كه اين بار با تجربهتر و خزندهتر از قبل عمل خواهد كرد. در جريان شناسي دومخرداد بايد به اين نكته توجه كرد كه اين جريان اصالت ندارد و مجموعهاي از عقايد شامل ملي، مذهبي، سرمايهداري، ناسيوناليستي، التقاطي و .. را در برگرفته است. مجموعهاي كه در بين آنها نفراتي چون بهزاد نبوي، ابراهيم يزدي، مصطفي تاجزاده، اكبرگنجي، محسنآرمين، عزتاللهسحابي، سعيدحجاريان، رجبعلي مزروعي، شمس الواعظين، علي افشاري، سازگارا و ... ديده ميشوند كه عقايد گوناگوني دارند اما حول محور كسب قدرت با يكديگر ائتلاف كردهاند. در بين آنها از اعضاي حزب مشاركت كه گرايش سكولار دارد تا نفرات سازمان مجاهدين انقلاب كه جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم آن را نامشروع ميداند، وجود دارد. در نگاهي بازتر اين جريان، اعضاي حزب اعتماد ملي كه خود را حزب دموكرات سوسياليستي ميداند تا حزب كارگزاران كه نمايندگي سرمايهداري منحرف را بر عهده دارد را شامل ميگردد.
براي شناخت بهتر اين جريان جهت تصميمگيري در خصوص آن، آوردن چند شاهد مثال ضروري است:
ـ جبهه دومخرداد، حادثه تير 78 كوي دانشگاه را براي براندازي نظام به سبك و شيوه انقلاب مخملي توسط مصطفيتاجزاده معاون سياسي وزير كشور هدايت كرد و قصد داشتند كه به بيترهبري حمله كنند و مراكز حساس را به كنترل خود درآورند. آنان با آتشزدن جايگاه نمازجمعه تهران، نقطه تمركز حملات خود را كانون تجمع و وحدت مردم نشان دادند. با آتشزدن بانكها و غارت بيتالمال، نمايشي از اوباشگري و لااباليگري را با همراهي شبكههاي ماهوارهاي ضدانقلاب به نمايش گذاشتند، اين اقدام همزمان موجب بمباران چند روستاي مرزي توسط هواپيماهاي دولت وقت تركيه شد و گمان كردند كه جمهوري اسلامي آخرين ساعات عمر خود را سپري ميكند.
ـ 800 نفر از استانداران، وزيران، معاون آنها، معاونان رئيسجمهور و برخي ديگر از مقامات دولتي در منزل 1000متري مصادرهاي در بهترين نقطه شمال تهران در منزل حجتالاسلام سيدمحمدموسويخوئينيها ـ كه جريان افراطي دومخرداد چون سعيد حجاريان او را وليفقيه زمان ميداندـ گرد هم آمدند تا با تحصن و اجتماع خود، رسماً اعلام كنند كشور سقوط كرده است. آيا جمع زيادي از مقامات دولتي كه مسؤولان وقت كشور هستند خود صريحاً ميتوانند به وضع موجود ـ وضعيتي كه خود آنان ادارهكننده آن هستند ـ اعتراض كنند؟ آيا مردم به دومخرداد رأي دادند كه مقامات دولتي، اينگونه خود طرح براندازي جمهوري اسلامي (كه ثمره خون بيش از سيصدهزارشهيد است) را اجرا نمايد.
ـ نمايندگان مجلس ششم كه به خانه ملت راه يافته بودند هر روز نمايشي از خود به راه انداختند: «استعفاي نمايشي تعدادي از نمايندگان در اعتراض به وضع موجود (آرمين، بهزاد نبوي، فاطمهحقيقتجو و ...)» از اين جمله بود؛ در تظاهراتي كه در حمايت از فلسطين توسط نمايندگان، صورت گرفت به دستور بهزاد نبوي، نمايندگان از شعار «مرگ بر آمريكا» منع گرديدند. 120 نفر از نمايندگان در بيانيهاي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه خوراك رسانههاي بيگانه شد، رسماً ساختارشكني و هنجارشكني را به نام دفاع از حقوق شهروندان و ايفاي وظيفه نمايندگي به نمايش گذاشتند. اين بيانيه مدتها دستمايه رسانهاي ضدانقلاب و شبكههاي ماهوارهاي بود.
مجلس ششم با ارائه طرحهايي چون «حريم خصوصي، جرم سياسي، آزادي مطبوعات كه به ظاهر پوشش براي نيات شوم آنها بود» تلاش كرد دفاع از ضد انقلاب، اوباشگري(به نام دانشجويان و به كام ...) را قانوني جلوه دهد و دفاع از آقاي منتظري ـ روحاني معزول توسط حضرت امام(ره) ـ را در قالبي قانوني عملي سازد.
مجلس ششم، مجلس تنشآفرين، اعصابخردكن و دشمن شادكن بود. نطق احمدشيرزاد نماينده مشاركتي اصفهان در تخطئه حق هستهاي ايران را، افكار عمومي فراموش نكرده است؛ حافظه مردم هنوز به ياد دارد اسرائيل ماهها از اين نطق شيرزاد رئيس كميسيون آموزش مجلس ششم چگونه بهرهبرداري ميكرد.
مجلس ششم محل تسويهحساب با نهادهاي انقلابي، شوراي نگهبان، قوه قضائيه، سپاه پاسداران، بسيج و ... در ايام تخصيص بودجه و اعتبارات بود. فراموش نكردهايم كه چگونه از اعتبارات اين نهادها به خصوص سپاه پاسداران، نيروي مقاومت بسيج و رسانه ملي برداشتند و لطمات شديد به امنيت ملي كشور، وارد كردند.
مجلس ششم پاتوق ضدانقلاب، مليمذهبيها و ... شده بود و همه اين اقدامات در قالب به ظاهر پهنه «دفاع از حقوق شهروندان» صورت ميگرفت. حريم مرجعيت و روحانيت بارها و بارها در مجلس ششم شكسته شد و به ياد داريم كه چگونه پيامهاي مستمر مراجع عظام تقليد به روحانيون مجلس ششم به خصوص رييس روحاني مجلس (كروبي) منتقل ميشد كه اگر اين ساختارشكنيها و هنجارشكنيها ادامه يابد مراجع به وظيفه ديني خود عمل خواهند كرد.
مجلس ششم به دنبال رفراندوم و همهپرسي بود. بارها و بارها اين نكته را اعضاي افراطي مجلس ششم بر زبان جاري كردند.
ملاحظه: نقد و بررسي عملكرد مجلس ششم را بايد در مجال و فرصتي جداگانه به تحليل نشست.
ـ بهزاد نبوي عضو ارشد دومخرداد و نايب رييس مجلس ششم، بارها و بارها گفت كه رييسجمهور خاتمي فاقد اختيارات لازم است. او اختيار ارتش، نيروهاي مسلح، شوراي نگهبان و .. را در اختيار ندارد؛ اين تفكر طرفداري از يكهسالاري، استبداد، ديكتاتوري و حاكميت مطلقالعناي رييس قوه مجريه و قبول نداشتن قانون اساسي است؛ آيا بازهم بايد منتظر تكرار دومخردادي ديگر باشيم.
ـ فضاحت اخلاقي ولنگاري و بيعفتي در دوم خرداد به اوج خود رسيد. فرياد دلسوزان نظام، روحانيون و خانواده معظم شهيدان و ايثارگران هم به جايي نميرسيد. اين افتضاح در سينماهاي كشور، بازار نشر و مطبوعات خودنمايي بيشتري داشت.
آيا قضاياي آقاي ابطحي رييسدفتر و بعد از آن معاون رييسجمهور را فراموش كردهايم؟ عطاءالله مهاجراني از سردمداران كارگزاران (حلقه پيرامون آقاي هاشمي) و دومخرداديها كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور را يدك ميكشيد، خود در حالي كه همسر دائمي با چند فرزند داشت چندين زن ديگر را صيغه خود كرد و براي فرار از اين افتضاح، چند سالي است در انگلستان زندگي ميكند و براي رسانههاي استكبار قلم ميزند و به قول خودش زبان شيرين عبري را ياد ميگيرد (زبان عبري زبان اسرائيلي است) آيا فراموش كردهايم كه برخي از كارگردانان بزرگ و نامي كشور رسماً اعلام نمودند كه تا وقتي وضعيت سينماي ايران اينگونه باشد فيلم نخواهند ساخت و اجازه نخواهند داد خانواده آنها به تماشاي سينما بروند.
ـ روزنامههاي دومخردادي نوشتند كه «اگر نبود جنگهاي صدر اسلام و جنگ احد و بدر، امامحسين در كربلا كشته نميشد». اين مطلب در روزنامه صبح امروز با مدير مسؤولي سعيدحجاريان مشاور ارشد رئيسجمهوري و عضو شوراي اسلامي شهر تهران چاپ شد و اين رفتارها به قدري تكراري شد كه مجتهد عاليقدر حضرت آيتا... شيخمجتبيتهراني در سخنراني شب عاشورا، واكنش تندي به اين مطلب نشان داد و آنان را مورد نكوهش قرار داد.
كار در دومخرداد به جايي رسيده بود كه مقدساتي از اين دست از هجو و تهديد مطبوعات زنجيرهاي مصون نماند. آيا باز هم ميخواهيم دومخرداد تكرار شود و اين جفاها كه برخي حتي در زمان رژيم شاه هم جرأت چنين جسارتي نداشتند بر مقدسات اين مرز و بوم وارد شود.
ـ دفاع دومخرداد از طرحها و لوايح ضداسلامي چون كنوانسيون حقوق زنان را افكار عمومي فراموش نخواهد كرد. لايحه كنوانسين حقوق زنان كه به نام دفاع از حقوق زنان مطرح شد بيش از 90 ايراد شرعي و اسلامي بر آن وارد بود. كم نبود از اين دست طرحها و لوايح كه گويي مجلس ششم بنا داشت گوي سبقت را از همه بربايد.
ـ خروج از حاكميت هم تزي شد براي جريان دومخرداد؛ در حالي كه تا جلسه حاكميت در اختيار دومخرداد بود به بهانه «نداشتن اختيارات لازم توسط رئيسجمهور» خروج از حاكميت را مطرح كردند. جالب آن است كه در آن مقطع، آقاي هاشميرفسنجاني كه اكنون هدايت جبهه دومخرداد را به عهده گرفته است، و پيش از آن رئيسجمهور بود بارها اعلام كرد كه اختيارات رئيسجمهور، بسيار زياد و كافي است و با اين اختيارات قانوني خيلي كارها ميتوان انجام داد.» اما لوايح موسوم به «دوقلو» توسط دولت ارائه شد كه خلاف اصل تفكيك قوا بتواند در كار قوه قضائيه نيز دخالت كند و از تشكيل دادگاهها جلوگيري كند.
ـ تخريب نهادهاي انقلابي به خصوص سپاه پاسداران و بسيج دستور كار دائمي اين جبهه سياسي بود. جريان دومخرداد آنقدر گستاخ شده بود كه حتي ترور نافرجام حجاريان عضو شوراي شهر تهران را منتصب به سپاه كرد و جفاي بزرگي را بر بسيج و پاسداران روا داشت و هر روز در مطبوعات زنجيرهاي خود عليه اين پاسداران مرزهاي اسلامي انقلاب، مقاله و مطلب مينوشتند.
ـ شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه دومخرداد آن را بزرگترين اقدام عمر خود بر ميشمارد به قدري اختلافات و كشمكشها و قدرتطلبيها در آن بالا گرفت كه در طول مدت 4 سال از عمر خود تعدادي از شورا استعفا دادند (عبدالله نوري) تا راهي مجلس شوراي اسلامي شوند. به طور متوسط هر 7 ماه يك نفر رئيس شورا شد. به دليل اختلافات و سهمخواهي، اصلاً ثبات نداشت. افشاگريهايي كه عليه همديگر در زد و بندهاي پشت صحنه صورت گرفت اصولاً كار را به فراموشي سپرده بودند. اين افتضاح، تا آنجا بالا رفت كه آقاي كروبي رئيس مجلس ششم گفت: «شوراي شهر تهران آبروي اصلاحطلبان را برده است».
ـ دومخرداد همراه با خود، نفاق، بدي، دروغگويي و ... را گسترش داد. اين جريان براي تخريب رقيب سياسي خود بارها به تحركاتي غيراخلاقي متوسل شد. بهزاد نبوي اعلام كرد كه دشمن اصلي دومخرداد آمريكا نيست بلكه «جريان راست» است. جريان دوم خرداد در تلاشي شبانهروزي جاي دوست و دشمن را عوض كرد. در حالي كه از رابطه و مذاكره با آمريكا سخن ميگفت هرگونه مذاكره و گفتوگو با جريان رقيب سياسي را تحريم كرده بود. همانا كه تا آبدارچي ادارات را نيز به دليل عدم دريافت پيام دومخرداد از كار بركنار كردند، امروز پشت صحنه، همراه با آقاي هاشمي، پروژه دولت وحدت ملي را مديريت ميكنند.
ـ محاكمات غلامحسينكرباسچي شهردار تهران و غارت بيتالمال، محاكمه عبدا...نوري وزير كشور دومخرداد در دفاع از اسرائيل، تعطيلي مطبوعات زنجيرهاي كه در حرمتشكني، درج اخبار دروغ، اقدام عليه امنيت ملي و ... تلاش كرده بودند، نيز از دستاوردهاي جريان دومخرداد محسوب ميگردد.
ـ ماجراي دانشگاه هاوايي و دريافت مدارك جعلي برخي وزيران (همچون حاجي، صوفي و...) برخي معاونين و مديران كل؛
ـ بركناري بيش از 5000 تن از مديران ارشد و برجسته كشور به بهانه واهي عدم درك پيام دومخرداد (حربهاي در جهت قلع و قمع مخالفان دولت از دولت) تلقي ميشد.
ـ از جمله پديده مشكلزا در دولت آقاي خاتمي، مديران پروازي بودند؛ به گونهاي كه بيش از 12 استاندار كشور پروازي بودهاند. دولت به رغم تذكرات و انتقادهاي برخي نمايندگان مجلس ششم و مطبوعات و فعالان سياسي براي اين معضل اقدامي را به عمل نياورد.
چرايي و بيان ضرورت نقد دومخرداديها
سئوالي كه با مرور كارنامه دومخرداديها، بيش از همه در اذهان شكل ميگيرد، اين است كه براي ممانعت از بازگشت دومخرداديها با آن كارنامه پُر از انحراف از مباني انقلاب، چه اقداماتي بايد صورت پذيرد؟ بدون شك نقد دومخرداد و تبيين چرايي و تشريح ضرورت آن، يكي از پاسخهايي است كه ميتوان به اين سئوال داد. از سوي ديگر طرح ضرورت و چرايي نقد جبهه دوم خرداد، جريان اصولگرا را نيز بيش از پيش به وحدت و يكپارچگي ترغيب خواهد كرد. در ذيل به برخي از اين ضرورتها و چراييها اشاره ميشود:
1ـ ممانعت از بازگشت روزهاي تلخ
نيم نگاهي به گذشته و يادآوري روزهاي تلخ گوشهنشيني نيروهاي متدين و مذهبي كه هر ثانيه آن به سنگيني سالها سپري شد، تكليف را براي ما روشن خواهد كرد. روزهايي كه فرزندان انقلاب با چشماني اندوهبار، تاختوتاز افراطيون دومخردادي بر ضد آرمانهاي انقلاب، مباني نظام و حتي مقدسات بودند اما در مقابل عملكرد آنها كه قهقهه مستانه دشمنان را بر فراز آسمان ايران اسلامي طنين افكن كرده بود، چارهاي هم جز صبر و تحمل نداشتند. مطمئنا زمينهسازي براي بازگشت نيروهاي انقلاب بيش از آن كه معلول عملكرد منفي دومخرداديها و رويگرداني مردم از آنها باشد، مديون عملكرد موفقيتآميز اصولگرايان و رويكرد دوباره مردم به آنها است. در وراي موفقيتهاي پياپي اصولگرايان در انتخابات چه بسيار زحمتها كه كشيده شد و چه بسيار خون دلها كه خورده شد تا بار ديگر زمام انقلاب به دست صاحبان اصلي آن كه مردم و فرزندان انقلابي امام(ره) و مقام معظمرهبري هستند، باز گردد. اينك هر نوع عقبگرد به عقب و هرگونه بازگشت به دوران دومخرداديها، هدررفتن حاصل سالها تلاش و كوشش عناصر اصولگرا براي برپايي حكومتي مبتني بر گفتمان امام(ره) و انقلاب است.
2 ـ همگرايي در جريان اصولگرا
حضور اصولگرايان در مسند خدمتگذاري به مردم، در مجلس و دولت، به واسطه اقتضائاتي كه داشت، موجب بروز اختلافهايي در بين برخي اصولگرايان شد. متاسفانه اين اختلافات، موجب شد برخي نقد رقيب را به فراموشي بسپارند و اين در حالي است كه با وجود همه اختلافها، اكثريت غالب جريان اصولگرا بر خطر دومخرداد اذعان دارند و لذا همين نقطه موجب خواهد شد كه اصولگرايان در اين نقطه در كنار هم قرار گيرند و بر انسجام و همگرايي اين جريان اصيل افزوده شود.
3 ـ دومخرداد از حاشيه امن خارج ميشود
دومخرداد اكنون توانسته با تخريب پُرشدت دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم اصولگرايان، افكار عمومي و نخبگان را از نقد گذشته بر اين نقطه متمركز نمايد و عملا خود را در حاشيه امن قرار دهد.
4 ـ ممانعت از ريزش آراء و ائتلاف اصولگرايان با اين جريان
نقد دوم خرداد موجب خواهد شد تا عملكرد ناكارآمد، پُرتنش، ساختارشكن، باندي و ... جبهه دوم خرداد بر همگان عيان شود و مانع از آن ميشود كه برخي كدورتها و اختلافات موجود، باعث ريزش عناصري از جريان اصولگرا و پيوستن آنان به جبهه دوم خرداد شود. اكنون برخي از اعضاي شاخص اصولگرا از همين طريق در دام رقبا افتاده و به روشني دم از پروژههايي چون دولت وحدت ملي ( يا ائتلاف برخي اصولگرايان با جبهه دوم خرداد) ميزنند.
5 ـ جامعه و افكار عمومي براي پذيرش نقد علمي و مستدل آمادگي دارد
نكتهاي كه نبايد در اين ميان فراموش شود اين است كه به دليل رشد نهادهاي آكادميك و علمي كشور، اكنون زمينه نقد هر تفكر و انديشهاي به صورت علمي و مستدل فراهم شده است و اين فرصت مناسبي براي نقد جريان افراطي و منحرف دوم خرداد است.
6 ـ عدم نقد دومخرداد به معناي تأئيد آن
به نظر ميرسد آنهايي كه از نقد دوم خرداد ابا دارند، عملا خواسته يا ناخواسته در ميدان رقيب بازي ميكنند و تأئيد عملكرد گذشته دومخرداد را در اذهان حداقل نخبگان متبادر ميسازند.
ملاحظه: با توجه به در اختيار گرفتن نهادها و قواي مختلف مانند دولت، مجلس، شوراها و ... توسط اصولگرايان، زمينه نقد دومخرداديها توسط اصولگرايان نسبت به گذشته تضعيف شده و ميزان تأثيرگذاري آن در افكار عمومي كاهش يافته است؛ لذا بايد در ابزار نقد به ظرافتهاي افكار عمومي توجه نماييم.
14) طراحي 16 اصل
با بحث، پژوهش، مطالعات و گفتگوي زياد، 16 اصل طراحي شد كه اين 16 اصل را به تمامي گروهها، طيفها و شخصيتهاي موثر جريان اصولگرا به عنوان16 اصل پيشنهادي ارسال كرديم كه در نهايت بر اساس آنچه ذكر شده و 16 اصل به مصداق رسيديم در اين راه بايد توجه شود كه تأخير در اعلام و فعاليت براي نامزد مورد نظر منجر به دميدن روح ترديد و ابهام ميشد كه صلاح نبود و لذا در اوايل ارديبهشت موضع رسمي خود را اعلام كرديم. به نظر ميرسد اين فرآيند كاملا عقلاني و قابل قبول براي هر انسان منصفي است.
15) سخن پاياني:
در تحليلها و بررسيهاي خود البته متوجه عيوب هم شديم:
ـ عيب بزرگ احمدي نژاد اين است كه پُركار است و زياد كار ميكند كه موجب خستگي همكارانش شده و اين براي كساني كه ميخواستند هم مسئوليت داشته باشند و هم تفريحاتشان مراعات شود، رنجآور است.
ـ عيب ديگر اينكه شتاب و سرعت احمدي نژاد باعث شده همراهان عقب بمانند و در نتيجه احمدينژاد تنها ميماند.
ـ عيب ديگر شجاعت در تصميمگيري به گونهاي كه امور كارشناسي شده و مورد توافق همه سلايق سياست وكارشناسي كه براي كشور ضروري است و حتي ممكن است آبروي مجري را ببرد، را حاضر است انجام دهد و از هياهوي بعد آن نميهراسد و حال اينكه بسياري به علت نگراني از رأيآوردن اينگونه كارها را متوقف ميكردند مثل هدفمندنمودنيارانهها؛
ـ عيب ديگر شجاعت در عرصه بينالمللي و ايستادگي مقابل هنجارها و ساختارهاي ضالمانه استكبار است برخلاف كساني كه براي شادي دل دشمن حاضر شدند از هنجارهاي اعتقادي و فرهنگي و انقلابي ملت و ساختارهاي منبعث از آن عبور كنند.
آن دستاوردها و اين عيوب ما را بر اين داشت كه عليرغم همه مسائل احمدي نژاد را برگزينيم.
16) دو تذكر مهم:
تذكر اول: عدهاي ميخواهند ظرفيت اصولگرايان را معطل نگه دارند.
تذكر دوم: عدهاي تلاش ميكنند شرايط را بحراني و اضطراري نشان دهند.

۱ نظر:
سلام و درد دل من،
این کاندیداها را کیانتخاب کرده. من که یادم نمیاد دستیدر انتخاب اینها داشتم.دولت میگه هر کیمیخواد میتونه نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشود ولیهمه میدونیم که این حرف است. مگه شورای محافظان یا نگهبان میذاره هر کیخواست نامزد بشه خیلی جالب و با نمک هست این حرفهایی که دولت میزنه.باز هم ما را خر کردند که دنیا بگن ما آزادی داریم و در ایران دمکراسی هست. یک بچهٔ دوازده ساله هم کاندیدا شد دولت فکر میکنه ملت ایران خرند شاید هم باشیم چون سیساله هر کار خواستند کردند و ما حرف نزدیم. از ما مردم بدبخت تر توی دنیا نیست اول که شاه رفت گفتند آخوندها خوبند اینها هم که دزد و جنایت کار در آمدند یادتون نره دزد و جنایت کار از لقبها یه اون مرتیکه شاه بود این آخونها القاب اون شاه رو هم دزدیدند. این آخوندها همه چیز رو میدزند حتی خود دزدی رو.
الان که لیست نامزدها به چهار تا رسیده باید فکر کنیم این اشخاص قبلا چکار بودند آیا برای حقوق بشر احترام داشتند آیا برای مردم ایران دلشون میسوزه یا نه ، یا فقط به فکر آخوندها و اونها چیمیخواند باشه.باید دقیقا به گذشته این نامزدها نگاه کنیم . ما هیچ دستیدر انتخاب این کاندیدها نداشتیم و هیچوقت هم نخوایم داشت ولیاقلاً با رای درست دادند میتونیم بگیم کیباید انتخاب بشه شاید بالاخره یه امیدی باشه.
در پایان چند نکته از سخنان امام عزیزمون امام خمینی براتون مینویسم که چقدر امام گفتند رای دادن مهم است و وظیفهٔ ما هست. نه گفت نماند که این دزدن و جنایتکارها آبروی اسلام رو هم بردند در کشورهای خارج میگند ایرانیها نه میگند ایرانیهستند و نمیگند مسلمانند و خیلیهشون به دینهای دیگر رو آوردند. البته اینها همه حساب پس میدهند خدا از ظلم این اخوندهای اسلام نما نمیگذره.
sheevaa@ymail.com
« انتخابات در انحصار هيچ کس نيست
اين يک وظيفه اسلامي است که ما حفظ کنيم اين جمهوري اسلامي
ر هر صورت ما تکليف داريم ،تکليفي که به همه ملت واجب است ، به زن ، به مرد واجب است
انتخابات سرنوشت يک ملت رادارد تعيين مي کند مرد و زن ايراني مکلف به شرکت
مرد و زن ايراني مکلف به شرکت
راي نشانه برابري هرفرد
رضاي خدا را در نظربگيريد و توجه به خدا داشته باشيد
ممکن است که اگر شما ها سستي کنيد براي همچين امر مهمي و طوري باشدکه بنظر بيايد بي تفاوتيد
شخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنيد که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند
اشخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنيد که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند
عذري نداريد که برويد کنار بشينيد،
انتخابات جوري باشد که مردم پسند باشد .>>
«شرکت کنيد دراين انتخابات ،مقدرات کشورتان را دست کساني بدهيد که براي کشورتان مفيدند ... »
«اگر خداي نخواسته از عدم مشارکت شما يک لطمه اي بر جمهوري اسلامي وارد شود بدانيد که احاد ما که اين خلاف را کرده باشيم مسئول هستيم ...»
«اشخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنيد که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند»
«وقتي بنا براين است که سرنوشت يک ملتي در دست خودش باشد که به حمد الله به اينجا رسيديد ...»
«مردم حاضر مي شوند درانتخابات براي اينکه کشور را حالا ازخودشان مي دانند»
ارسال یک نظر